طلبان هستند مگر كسى كه خداى عزّ و جلّ او را نگه دارد ، اين يكى از آن چهار نفر است . دوم : آدمى است كه از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله چيزى را شنيده ولى آن را به همان صورت كه بيان شده درست به خاطر نسپرده ، لا جرم دچار خيال و گمان شده ولى قصد دروغ گفتن ندارد ، پس آن چيزى را كه توهّم كرده ، همان را به ياد دارد و همان را مىگويد و همان را عمل مىنمايد و همان را روايت مىكند و مدّعى است كه : من آن را از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدهام ، پس اگر مسلمانان بدانند او در حديث دچار گمان و پندار شده از او نمىپذيرند و اگر خود او نيز بداند كه آن ناشى از پندار و گمان است مسلَّما آن را كنار خواهد گذاشت . سوم : آن كس باشد كه شنيده است رسول خدا صلَّى الله عليه و آله چيزى را امر فرموده و سپس خود همان چيز را نهى فرموده ، و او از اين ( نسخ و تغيير حكم ) آگاهى ندارد . يا شنيده است كه پيامبر صلَّى الله عليه و آله چيزى را نهى فرموده و بعدا خود دستور به انجام همان چيز داده است ، ولى او از اين امر بىاطَّلاع است ، بنا بر اين منسوخ را به خاطر دارد و از ناسخ اطَّلاع ندارد ، چنين كسى اگر بداند آنچه به ياد دارد منسوخ است حتما آن را كنار مىگذارد ، و مردم نيز وقتى آن را از او مىشنوند اگر بدانند نسخ شده است مسلَّما آن را كنار خواهند گذاشت .