نام کتاب : الغدير ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الأميني جلد : 1 صفحه : 75
كه مرا ملاقات ميكنيد . من از شما مؤاخذه خواهم نمود كه بعد از من با دو چيز گران و نفيس ( كه در ميان شما وا گذاردم ) چگونه رفتار نموديد ؟ ! در اين موقع امر بر ما مشكل شد : ندانستيم آندو شيء گران و نفيس چيستند ؟ تا اينكه مردى از مهاجرين برخاست و گفت : پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا . آن دو چيست ؟ فرمود : آن يك كه بزرگتر است از آنديگرى كتاب خدا است . سبب و رشته ارتباطى است كه يكطرف آن در دست خداوند و طرف ديگر آن در دست شما است آنرا محكم نگاه داريد و از آن رو بر مگردانيد كه گمراه نشويد و آن ديگر كه كوچكتر است عترت من است . ( آنهائى كه رو به قبلهء من نمودند و دعوت مرا اجابت كردند نكشيد آنها را و بر آنها غلبه ننمائيد و از آنها واپس نمانيد : همانا من دربارهء آنان از خداى مهربان و دانا درخواست نمودم و خدا بمن ( آنچه دربارهء آنها مسئلت كردم ) عطا فرمود يارى كنندهء كتاب خدا و عترت من يارى كنندهء من است و خوار كننده آندو خوار كنندهء من و پيرو و دوست آندو پيرو و دوست من است و متخلف و دشمن آندو دشمن من . آگاه باشيد و بتحقيق بدانيد كه هيچيك از اقوام و امّتهاى قبل از شما هلاك نشدند مگر در اثر اينكه بدلخواه و هواى نفسانى خود رفتار كردند و بر ساحت نبوت خود بمخالفت و دشمنى برخاستند و آنان را كه بعدل و داد بر خواستند كشتند : سپس دست على ابن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و بلند كرد و فرمود : هر كس من ولىّ اويم پس اين ( على عليه السّلام ) ولىّ او است . بار خدايا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين سخن را سه بار تكرار فرمود : و حافظ ابو الحسن على بن مغازلى واسطى شافعى در « المناقب » اين حديث را عينا با همين الفاظ و حروف و بهمين تفصيل روايت نموده گويد : از ابو يعلى على بن ابى عبد اللَّه علَّاف بزار شنيديم كه از قول عبد السّلام بن عبد الملك بن حبب بزار و او
75
نام کتاب : الغدير ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الأميني جلد : 1 صفحه : 75