نام کتاب : الاحتجاج ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 1 صفحه : 46
حسبى و نسبى نيست بلكه محض اكرام و عزت و احترام و مودتست چنانچه متعارف و متداولست ميان مردم كه اكثر اوقات اين كلام را باجنبى نيز كه هرگز ميان او و متكلم رابطه ولادت نسبى و التيام حسبى نيست اطلاق نمايند ، همچنين است حال حضرت عزير چون حضرت ايزد متعال بعد از غيبت او و انقضاى مدت صد سال حيات جديد باو بخشيد و او را ببنوت خويش برگزيد و برسالت جماعت بنى اسرائيل مبعوث گردانيد پس بنوت عزير و ابوت سميع قدير بموجب اين مرحمت و احسان و مكرمت و عزت ايزد منانست نه از روى نسبت حسب و ولادت و نسب . حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از استماع قول نامعقول طايفهء بو الفضول يهود عاقبت نامحمود روى بايشان آورده گفت : بنا بر قول شما هر گاه آنقدر عزت و اكرام موجب بنوت عزير و احترام او گردد چون اضعاف و مضاعفه اين عزت و اكرام و شفقت و احترام براى حضرت موسى عليه السّلام حاصل و ثابتست پس اين منزلت بنوت براى آن حضرت انسب و اولى و اليق و احرى است ، از اينجاست كه حضرت الله تعالى هر مبطل مدعى را در هنگام بيان دليل مدعا باقرار او مفتضح و رسوا و ملزم ظاهر و آشكارا ساخته همان دليل او را بر مدعا بر او حجت و الزام روشن و هويدا گرداند . بدرستى و تحقيق آنچه شما دليل مطلب و مدعاى خود دانسته بيان نموديد از بيان همان دليل بر شما لازم و واجب گردد كه بقبايح بسيار و فضايح بىشمار زياده از آنچه تكرار و تذكار آن فرموديد قائل شويد ، زيرا كه شما بجهت اتمام مدعاى خود به اوضح بيان بلكه به افضح العيان نموديد كه گاهى بزرگى از بزرگان ما باجنبى كه ميان او و آن اجنبى نسبت نسبى و سبب حسبى نيست گويد كه اى پسر بآن مخاطب خطاب نمايد و گويد اين پسر منست و حال آنكه فرزند نسب و ولادت او نباشد و اين معنى
46
نام کتاب : الاحتجاج ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 1 صفحه : 46