نصيحت و خير خواهى او باشند و تنها چيزى كه من را بر اين داشت در خواست امير را اجابت كرده و در اينجا حاضر شدم علم به اين نكته است كه بر من اطاعت امير لازم است از اين رو انتظار دارم كه امير المؤمنين به من حسن ظن داشته باشد . هشام به ايشان گفت : اگر مىخواهى به نزد اهل خود برگرد . امام صادق عليه السّلام فرمودند : پدرم از نزد او خارج شد و هشام هنگام خروج به ايشان عرض كرد : با خدا عهد و ميثاق كنيد كه اين حديث را تا من زندهام با كسى باز گو نكنيد . پدرم به وى قول مساعد داد و او را از اين رهگذر خشنود نمودند .