responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : كامل الزيارات ( فارسي ) نویسنده : جعفر بن محمد بن قولويه    جلد : 1  صفحه : 239


ديگرى آن را از شما جويا شود و اساسا روى زمين كسى را سراغ ندارم كه شايستهء دانستن اين مسأله بوده يا كاملا از آن اطَّلاع داشته باشد و تنها شخصى كه از آن آگاه است يك نفر بوده و آن شما مىباشيد .
پدرم فرمودند :
آنچه را امير المؤمنين مىخواهد سؤال كند اگر بدانم جواب داده و اگر ندانم مىگويم نمىدانم و راست گفتن سزاوارتر است به من .
هشام عرض كرد : خبر دهيد به من از شبى كه در آن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام كشته شدند و بفرمائيد غائبى كه در آن شهر نبوده و هنگام شهادت آن حضرت حضور نداشته به چه دليلى بر قتل آن جناب استدلال كند و اصلا براى مردم چه علامتى دال بر شهادت آن حضرت وجود داشته اگر از آن آگاه هستيد و جواب مىدهيد در ضمن به من خبر دهيد آيا آن علامت براى شهادت و قتل غير على بن ابى طالب عليه السّلام نيز بوده يا نه ؟
پدرم به او فرمود :
اى امير المؤمنين در آن شبى كه امير مؤمنان عليه السّلام كشته شد هر سنگى را كه از زمين بلند مىكردند زير آن خون تازه بود چنانچه در شبى كه هارون برادر موسى عليه السّلام كشته شد و شبى كه در آن يوشع بن نون مقتول واقع شد و شبى كه در آن حضرت عيسى بن مريم به آسمان رفت و شبى كه در آن شمعون بن حمون صفا به قتل رسيد چنين بود و همچنين شبى كه در آن حسين بن على عليهما السّلام شهيد گرديد زير هر سنگى كه برداشته مىشد خون تازه ديده مىشد .
امام صادق عليه السّلام سپس فرمودند :
رنگ صورت هشام از غضب تغيير كرد و حمله كرد به پدرم كه ايشان را بگيرد .
پدرم به وى فرمود :
اى امير المؤمنين بر بندگان لازم است از امامشان اطاعت كرده و در مقام

239

نام کتاب : كامل الزيارات ( فارسي ) نویسنده : جعفر بن محمد بن قولويه    جلد : 1  صفحه : 239
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست