حديث دوّم ترجمه : ابو الحسين احمد بن عبد الله بن على ناقد مىگويد : عبد الرّحمن بلخى برايم نقل نمود و ابو الحسين برايم گفت و عمويم از پدرش برايم خبر داد ، از ابى نضره و او از شخصى از اهل بيت المقدس كه وى گفت : به خدا قسم ما اهل بيت المقدس و حوالى آن به عصرى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام در آن شهيد شدند آگاه و مطَّلع هستيم . به او گفتم : چه طور ؟ گفت : هيچ ريگ و كلوخ و سنگى را بر نداشتيم مگر زير آن خون تازه اى ديديم كه مىجوشيد ، ديوارها قرمز گشت همچون خون بسيار سرخ ، باران تا سه روز بصورت خون تازه مىباريد و در دل شب منادى نداء مىكرد : < شعر > أ ترجوا امة قتلت حسينا شفاعة حدّه يوم الحساب < / شعر > آيا امّتى كه حسين عليه السّلام را كشتند اميد دارند در روز حساب جدّش ايشان را شفاعت كند ؟ < شعر > معاذ الله ! لانلتم يقينا شفاعة احمد و أبى تراب < / شعر > پناه بر خدا ! بطور قطع و يقين به شفاعت احمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و حضرت ابو تراب عليه السّلام نخواهيد رسيد . < شعر > قتلتم خير من ركب المطايا و خير الشّيب طرّا و الشباب < / شعر > كشتيد بهترين كسى را كه بر اسبان مىنشست و بهترين تمام سالمندان