responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 441


دون بعضى ديگر ناچار بايد علامتى داشته باشد كه معلوم باشد كه آن بعضى مأمورند پس اگر بگوئى فقهاء مأمور باشند و فقه ايشان علامت باشد ناچار بايد فقه او تحديد شده باشد يا علامتى از براى او باشد .
كسى ديگر از اصحاب كلام گفت روايت شده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود آنچه را مسلمانان نيكو بينند در نزد خداوند نيكو خواهد بود و آنچه را قبيح بينند در نزد خداوند قبيح خواهد بود مأمون گفت اين قولى است كه لا بد بايد يا تمام مؤمنان مراد باشند يا بعضى از آنها پس اگر تمام مراد باشند اين معدوم است و درست نيست زيرا كه ممكن نيست اجتماع تمام ايشان بر مطلبى و اگر بعضى از ايشان مراد باشند ما مىبينيم كه هر طائفهء در حق صاحب خود خوبى روايت كرده‌اند مثل روايت شيعه در حق على ( ع ) و روايت حشويه يعنى غير از شيعه در حق غير على ( ع ) پس از كجا ثابت مىشود آن امامتى كه اراده كرده‌اند .
كسى ديگر از اصحاب كلام گفت كه بنا بر اين جايز است گمان كنى كه اصحاب پيغمبر ( ص ) خطا كردند مأمون گفت چگونه گمان ميكنيم ما كه اصحاب پيغمبر ( ص ) خطا كردند و بر گمراهى اجتماع كردند و حال اينكه بنا بر زعم تو امامت را نه واجب ميدانستند و نه سنت زيرا كه تو گمان ميكنى كه امامت نه از جانب خدا واجب شده است و نه از جانب رسول خدا ( ص ) سنت شده است بلكه باختيار مردم است پس چگونه خطا خواهد بود چيزى كه نه واجب است در نزد تو و نه سنت يعنى بدعت گذاردند كه بدتر از خطا است زيرا كه در خطا عفو است اما در بدعت عفو نيست .
كسى ديگر از اصحاب كلام گفت تو ادعا ميكنى كه على امام است و غير از او نيست پس شاهد بياور از براى مدعاى خود ، مأمون گفت من مدعى نيستم بلكه من اقرار كرده‌ام بامامت على ( ع ) و شاهد بر اقراركننده نيست و مدعى كسى است كه مىپندارد تعيين امامت و عزل او با على ( ع ) است و اختيار امر در دست او است يعنى خدا است يا از جانب خدا اين عمل در دست او است و من اين ادعا را نميكنم بلكه اقرار دارم بامامت او و شاهد خالى از اين نيست كه يا از شركاء آن بزرگوار است در خلافت چون ابا بكر و عمر و عثمان و تبعهء ايشان يا از غير ايشان اما اگر از ايشان باشد اينها دشمن هستند و شهادت ايشان ثمرى ندارد و اگر از غير ايشان باشد كه معدوم و نابود است يعنى شهادت آنها در مقابل ايشان كه بسيارند اثرى بر آن مترتب نخواهد شد پس حكم معدوم دارد پس چگونه مىشود شاهد بر اين مطلب اقامه كرد .
كسى ديگر از اصحاب كلام گفت چه عملى بر على ( ع ) واجب بود بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) مأمون آنچه گفت بجا آورد گفت آيا بر او واجب نبود بر امامت خود مردم را اعلام

441

نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 441
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست