responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 440


مقصود اينست كه باين حديث ثابت مىشود بودن منزلت على ( ع ) مثل منزلت هرون در جميع اشياء از خلافت در زمان حيوة بعد از غياب رسول و در زمان موت مگر در نبودن پيغمبرى بعد از رسول اكرم و باين گفتهء رسول نيز ثابت مىشود كه على ( ع ) وزير نبى خواهد بود زيرا كه موسى خدا را خواند و دعا كرد و در دعاء خود گفت * ( وَاجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِه أَزْرِي وَأَشْرِكْه فِي أَمْرِي ) * و مقرر فرما از براى من وزير و يارى دهندهء در تحمل تبليغ از كسان من و آن هرون باشد كه برادر من است محكم گردان بوى پشت مرا و شريك گردان او را در كار من يعنى انباز كن او را با من در نبوت پس هر گاه على ( ع ) نسبت بپيغمبر بمنزلت هرون باشد نسبت بموسى پس على وزير رسول و يارىكنندهء او است چنان كه هرون وزير و يارىكنندهء موسى است و على خليفهء رسول است چنان كه هارون خليفهء موسى بود .
پس از آن مأمون روى باصحاب نظر و كلام كرد و گفت من از شما سؤال كنم يا شما از من سؤال ميكنيد گفتند بلكه ما از تو سؤال ميكنيم گفت بگوئيد گويندهء از ايشان گفت آيا امامت على ( ع ) را از جانب خداوند كسانى نقل كرده‌اند كه واجبات را نقل كرده‌اند مثل اينكه نماز ظهر چهار ركعت است و در دويست درهم پنج درهم خمس تعلق ميگيرد و حج بمكه ميگذارند مأمون گفت بلى امامت على ( ع ) را از جانب خداوند اينها نقل كرده‌اند گفت پس چه افتاده است مردم را كه اختلاف نكرده‌اند در جميع واجبات و اختلاف كرده‌اند در خلافت على ( ع ) بتنهائى خود مأمون گفت بجهت اينكه در هيچ يك از واجبات بقدر امر خلافت خواهش منازعه كردن و نبرد نمودن از روى ميل نفسانى واقع نميشد .
كسى ديگر از اصحاب كلام گفت چرا منكر شدى كه پيغمبر ( ص ) مردم را امر كرده باشد كه خود ايشان مردى را اختيار كنند كه قائم مقام او باشد بجهت رأفت و مهربانى كه بايشان داشت از ترس اينكه اگر پيغمبر بتنهائى بخواهد او را خليفه كند مردم زير اين بار نروند و او را نافرمانى كنند و خلافت او را قبول نكنند و اين سبب نزول عذاب بر ايشان شود . مأمون گفت اين مطلب را از اين جهت منكر شدم كه خدا بخلق خود مهربانتر است از پيغمبر ( ص ) و حال اينكه پيغمبر خود را بر خلق فرستاد و ميدانست كه در ميان خلق عاصى و مطيع هست و علم او بوجود عاصى در ميان خلق مانع از ارسال پيغمبر ( ص ) نشد يعنى اگر نافرمانى كردن سبب منع خلافت خليفه شود پس در زمان رسول خدا ( ص ) نيز بايد نافرمانى امت سبب منع رسالت رسول شود و علت ديگر آنست كه اگر پيغمبر امر كرده بود امت را باختيار كردن مردى از ميان خودشان خالى از اين نبود كه تمام امت را مأمور كرده بود يا بعضى از آنها را و اگر تمام امت را امر كرده باشد پس مختار كيست چه هر كس را بخواهند اختيار كنند لا بد يكى از مأمورين است و اگر بعضى از آنها را امر كرده باشد

440

نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 440
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست