responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 436


سخت است و هر آنى عذاب او سختتر از عذاب سابق خواهد شد و مراد اينست كه گويا او را مرگ ميرسد يعنى تلخى و آلام كسى بر او رسد كه از اطراف مرگ بر او وارد شود و اگر مراد و رود مرگ باشد اگر از يك طرف مرگ بر او وارد شود هر آينه ميميرد پس غرض اظهار آنست كه آلام و سختى او باين مقدار است كه از هر طرف مرگ بر او وارد مىشود و تلخى اين مرگها را مىچشد پس از آن مأمون گفت يا اسحق آيا از كسانى نيستى كه شهادت دهى كه عشرهء مبشره در بهشت خواهند بود من گفتم بلى شهادت ميدهم گفت چه مىبينى اگر مردى بگويد نميدانم اين حديث صحيح است يا نه اين مرد در نزد تو كافر است گفتم نه گفت چه مىبينى اگر بگويد نميدانم اين سوره از قرآن است يا نه آيا اين مرد در نزد تو كافر است يا نه گفتم بلى گفت من چنين مىبينم كه فضل اين مرد كه گويد نميدانم اين حديث صحيح است زياده مىشود خبر بده مرا اى اسحق از حديث مرغ بريان كه پيغمبر فرمود پروردگارا دوستترين خلق خود را نزد من آور و مقصود او على ( ع ) بود آيا اين حديث صحيح است يا نه گفتم بلى گفت سوگند بخدا كه عناد تو ظاهر شد خالى از اين نيست يا اينست كه دعاى پيغمبر ( ص ) مقبول شد يا مردود يعنى بر فرض معرفت خدا فاضل را و بودن فاضل دوستتر بسوى او و يا اينست كه خدا شناخت فاضل را و ليكن مفضول دوستتر بود بسوى او و يا اينست كه مىپندارى خدا فاضل را از مفضول نشناخت پس كدام يك از اين سه قسم بهتر است و خواهى قائل بآن شوى اسحق گويد من بقدر يك ساعت سر خود را بزير انداختم پس از آن گفتم يا امير المؤمنين خداوند در حق ابو بكر فرموده است * ( ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِه لا تَحْزَنْ إِنَّ الله مَعَنا ) * پس حقتعالى ابو بكر را نسبت داد بصحبت پيغمبر ( ص ) مأمون گفت سبحان الله چقدر كم است علم تو بلغت و قرآن آيا كافر مصاحب با مؤمن نخواهد شد پس چه فضيلت است در مصاحبت آيا نشنيده اى قول خدا را * ( قالَ لَه صاحِبُه وَهُوَ يُحاوِرُه أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ ) * رجلا پس خدا فطروس كافر را صاحب برادر او يهوداى مؤمن قرار داد و هذلى شاعر گفته است < شعر > و لقد غددت و صاحبى وحشية تحت الرداء بصيرة بالمشرق < / شعر > يعنى هر آينه بتحقيق كه صبح كردم و حال اينكه اسب من كه مصاحب من بود وحشى بود و يا اينكه حيوان وحشى مصاحب من بود و از زير لباس من كه بر او سوار بودم و جامهء من روى او بود نگاه كننده بود بهر محل ديده شونده و يا محل تابيدن آفتاب و ازدى گفته است .
< شعر > و لقد ذعرت الوحش فيه و صاحبى محض القوائم من هجان هيكل < / شعر >

436

نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 436
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست