نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 204
( مردم سه دستهاند ) 257 - كميل بن زياد گويد : على بن ابى طالب نزد من آمد و دست مرا گرفت و مرا با خود به صحرا برد چون بصحرا رسيديم بر زمين نشست و من هم نشستم سپس سر بلند كرده و متوجه من شد و فرمود : اى كميل آنچه تو را ميگويم بخاطر بسپار . مردم سه دستهاند : دانشمند الهى و دانشجوئى كه در راه رستگارى قدم برميدارد و افراد ناكس و پست كه دنبال هر آوازى روند و مانند پشههاى ريز از هر طرف كه باد بوزد بآن سو شوند نه از پرتو دانش تابشى گرفته و نه بر پايگاه استوارى پناهنده شدهاند اى كميل دانش از ثروت بهتر است كه دانش نگهبان تو است ولى ثروت را بايد تو نگهبان باشى ثروت را هر چه بيشتر خرج كنى كمتر گردد ولى دانش هر چه بيشتر خرج شود افزوده تر شود اى كميل دلبستگى بدانشمند حق ثابتى است بر ديگران كه مورد بازخواست است زيرا تا دانشمند زنده است راه و رسم بندگى را از او فرا ميگيرى و پس از مرگ نيز به نيكىاش ياد كنى ولى ثروت كه از دست رفتنى است سودش نيز از دست خواهد رفت . اى كميل آنان كه ثروتمنداند و زنده ، مردگانى هستند بصورت زنده ولى دانشمندان تا پايان روزگار پايندهاند خودشان از ميان مردم بيرون ميروند ولى جاى خود را در دلهاى مردم از دست ندهند آه كه اينجا ( اشاره بسينه ) آكنده از دانش است كاش شاگردانى كه توانند اين بار كشند بدست مىآوردم . آرى شاگردى كه نصيب من است اگر تيز هوش است امين نيست دستورات دينى را براى رسيدن بدنيا بكار مىبندد از حجتهاى الهى بزيان خلق خدا استفاده ميكند و از نعمتهايش بزيان بندگان او تا مردم ضعيف النفس در برابر امام بر حق او را برگزينند يا شاگردى است كه به دستورات استادان گردن مىنهد ولى بينائى كامل در زنده نگهداشتن فرا گرفتههاى خود ندارد باولين شبهه و اشكال كه برميخورد
204
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 204