نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 99
گفتم : آيا چشم دارى ؟ گفت : فرزند اين چه پرسشى است كه از من ميكنى چيزى كه مىبينى چه پرسشى دارد ؟ ! گفتم : سؤال من اينطور است . گفت : گر چه سؤالت احمقانه است ولى چون ميل دارى اينطور مسائل را بپرسى سؤال كن . گفتم : جواب مرا بگوييد . گفت : بلى چشم دارم . گفتم : با چشمت چه ميكنى ؟ گفت : با چشمم رنگها و اشخاص را مى بينم . گفتم : آيا بينى دارى ؟ گفت : آرى . گفتم : با آن چه كار ميكنى ؟ گفت : با آن بوها را استشمام مىكنم . گفتم : آيا دهان دارى ؟ گفتم : آرى . گفتم : با دهانت چه كار ميكنى ؟ گفت : با آن مزه ها را مىچشم . گفتم : آيا گوش دارى ؟ گفت : آرى . گفت : با گوشت چه ميكنى ؟ گفت : صداها را با آن مىشنوم . گفتم : آيا دل دارى ؟ گفت : آرى . گفتم : با آن چه كار ميكنى ؟
99
نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 99