نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 183
ناحيه بشر نيكو نباشد ، چه اين گونه اعمال از روح است كه به اعتقاد آنان خداوند جهان است ، زيرا كه معنى استغاثه وتضرع نسبت به خدا اين است كه نور نسبت به خود استغاثه نمايد و از خود استمداد جويد و اگر گويند استمداد از ظلمت وتضرع بسوى اوست مفتضح تر خواهد بود چه شايسته مقام ربوبى نيست كه استغاثه از غير نمايد و از غير كمك و مساعدت بخواهد . " ج " - كسى حق ندارد به كسى بگويد كار خوبى كردى يا كار بدى مرتكب شدى زيرا كه گوينده يا نور است يا ظلمت . چون غير نور وظلمت در جهان چيز ديگرى نيست ، اگر گوينده نور باشد لازم آيد كه مادح و ممدوح يا ذام و مذموم يكى باشد با اينكه بين مادح و ممدوح و همچنين ذام و مذموم مغايرت لازم است . و محتمل است كه منظور از اين فرمايش اين معنى باشد كه عقل ببداهت حكم به مغايرت بين افراد و اشخاص مىكند با آنكه بنابر مذهب مانويه ارواح تمام اشخاص شخص واحدى هستند و آن واحد خداوند است و اين عقيده نزديك بعقيده وحدت وجوديها است . و اگر گوينده ظلمت باشد با آنكه كار بد مقتضى طبيعت اوست چگونه حكم به زشتى و بدى آن مىنمايد . و ممكن است كه دليل سوم به اين نحو تقرير شود : ظاهر اين است كه مدح و نكوهش هر دو از ناحيه نور ست و هيچ يك معقول نيست ، چون مورد نكوهش ظلمت است و چون در كار بد مجبور است ، ملامت و نكوهش قبيح است . و مورد مدح نور است و معقول نيست كه نور مادح خود باشد ، چه اتحاد مادح و ممدوح غلط است . " د " - مانويه مىگويند نور خداوند جهان آفرين است وظلمت مخلوق اوست و به حكم عقل خالق بايد تواناتر از مخلوق باشد با آنكه مطابق گفتار ايشان مطلب معكوس است ، زيرا كه ابدان را مخلوق ظلمت مىدانند و آنچه ما مشاهده مىكنيم از ابدان افراد انسان و حيوان و اجسام نبات و جماد همه مخلوق ظلمت و همه آثار قدرت
183
نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 183