نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 103
و فرمود : هشام با دست و دل ما را يارى مىكند ، سپس به هر يك از اصحاب امر فرمود با مرد شامى مناظره كردند ، و به استثناى " هشام بن سالم " همه بر وى غالب شدند بويژه قيس ماصر طورى شامى را پيچانده بود كه امام از بيچارگى او در دست قيس ماصر خنديد ، بعدا فرمود با اين جوان ( هشام بن الحكم ) مناظره كن عرض كرد بسيار خوب . " مرد شامى " " به هشام " توجه كرده گفت راجع به امامت اين مرد ( امام صادق ( ع ) ) با من سخن گو و از من پرسش كن . " هشام " نظر ببى ادبى او چنان خشمگين شد كه بدنش مىلرزيد ، سپس مناظره را با اين سؤال افتتاح كرد . آيا پروردگارت نسبت به منافع مردم نظارت و مراقبت بيشترى دارد يا مردم نسبت به منافع خود ؟ " شامى " : نظارت و مراقبت پروردگارم بيشتر است از خودشان . " هشام بن الحكم " : با نظارت و مراقبتى كه خداوند دارد براى مردم چه كرده است ؟ " شامى " : حجت و راهنمايى براى مردم تعيين فرموده كه آنان را بخير و صلاح و فرايض هدايت كرده موجبات الفتشان را فراهم سازد و اختلافاتشان را رفع كند . " هشام " آن راهنما كيست ؟ " شامى " : آن راهنما فرستاده خدا محمد بن عبد الله ( ص ) است . " هشام " - بعد از رحلت پيغمبر راهنماى مردم و رافع اختلاف آنان كيست ؟ " شامى " - قرآن و سنت پيغمبر . " هشام " : - آيا قرآن و سنت پيغمبر امروز از نظر رفع اختلاف به حال مردم سودمند است : " شامى " : بلى .
103
نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 103