82 . به روايت عامه استدلال كرده و آن را به شيعه نسبت داده ! دهلوى گويد : اگر ابو بكر را مسأله جده وكلاله معلوم نبود ، در امامت او نقصانى نمىكند ; زيرا كه به موجب روايات شيعه حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را نيز بعض مسائل معلوم نبود ، حال آنكه بالاجماع امام مطلق بود . روى عبد الله بن بشير : إن علياً [ ( عليه السلام ) ] سُئل عن مسألة ، فقال : لا علم لي بها ، ثم قال : و أبردها على كبدي ، سئلت عما لا أعلم . ورواه سعدان بن نضير أيضاً . ( 1 ) مؤلف ( رحمه الله ) مىفرمايد : إن هذا إلاّ إفك مبين ، نوبت وقاحت و جسارت او به اينجا رسيده كه از افتراى قبيح بر حضرت امير ( عليه السلام ) اصلا مبالات نمىكند ! ! افترا بر شيعه كه آسان است ، ليكن از افترا بر جناب امير ( عليه السلام ) - كه به اعتراف او بالاجماع امام مطلق است - اجتناب و خوف لازم است . دعوى كردن كه - معاذ الله ! - به روايات شيعه جناب امير ( عليه السلام ) را بعض مسائل معلوم نبود ، و دليلش روايت جعلى سعدان بن نصر آوردن ، نهايت عجيب و به غايت غريب است . اين روايت را در " كنزالعمال " در كتاب العلم نقل كرده . ( 2 )
1 . تحفه اثنا عشريه : 284 ( طعن پانزدهم ابو بكر ) . 2 . كنزالعمال 10 / 302 ( با قدرى اختلاف ) . براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به تشييد المطاعن 3 / 355 .