نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 481
عليه السلام كه فرموده : الاقامة من الصلاة [1] . نظر به اين كه ظاهر اين است كلمه « من » در اين حديث من تبعيضى است ، پس معنى حديث اين است كه اقامه از ابعاض و أجزاء نماز است ، چون كه حمل بر حقيقت متعذر است پس حمل مىشود بر أقرب مجازات ، پس مقتضاى حديث بنابر اين اين خواهد بود كه اقامه مشارك با أجزاى صلاة است در أحكام ، مشخص است از جملهء أحكام جزء نماز است ، هر گاه حدثى بعد از آن واقع شود لازم است اعادهء آن جزء ، پس اقامه نيز چنين بايد باشد ، پس وقوع حدث بعد از فراغ از اقامه و قبل از شروع در نماز مقتضى اعادهء اقامه است . مخفى نماند آنچه مذكور شد در صورتى است كه وقوع طهارت بعد از آن حدث مستلزم فصل طويلى و فعل كثيرى نبوده باشد ، و اما هر گاه مستلزم فعل كثير و فصل طويل بوده باشد كه منافى با صدق صلاة با اقامه بودن بوده باشد ، يعنى اقامهء سابقه عرفا و عادة كفايت نكند در اين كه صادق باشد اين نماز با اقامه است ، بلكه گفته شود با عدم اتيان به اقامه ترك اقامه نموده در نماز و اتيان نماز با عدم اقامه نموده ، در اين صورت اعادهء اقامه مىنمايد تا نماز او با اقامه بوده باشد ، و همچنين است در أذان اگر چه موجب صدق معيت مختلف است فيما بين أذان و اقامه ، يعنى گاه است فصل مقدار معينى ما بين اقامه و نماز منافى با صدق نماز با اقامه بودن هست ، و مقدار همان فصل منافى با صدق نماز با أذان بودن نيست ، چنانچه وجه آن ظاهر مىشود بعد از تأمل . مقام پنجم : در حكم اقامه است در صورتى كه حدث متخلل شود در اثناى نماز ، در اين صورت شبههاى در لزوم قطع نماز و استيناف آن بعد از اتيان به طهارت نيست مگر در صورتى كه اشاره به آن شد ، يعنى صورتى كه داخل در