نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 410
اين است كه سجدهء بر كاغذ جايز بوده باشد اگر چه مأخوذ از حرير بوده باشد لكن اجتناب از اين با تمكن از غير مقرون به احتياط است ، و قول به اختصاص جواز به كاغذى كه مأخوذ بوده باشد از چيزى كه سجده بر آن صحيح بوده باشد بسيار ضعيف است . بلى هر گاه كاغذ در آن چيزى نوشته باشد خالى از اين نيست ما به الكتابه يا چيزى است كه سجده بر آن جايز است ، مثل تربت حسينيه على مشرفها آلاف السلام و التحيه . يا از گل ديگر از چيزى است كه سجده بر آن جايز نيست مثل مركب . و على التقدير الاخير يا كتابت محيط بر سطح كاغذ هست به حدى كه موضع خالى از كتابت باقى نمانده كه كفايت نمايد در صحت سجود يا مانده است ، پس مسأله متصور به چند صورت مىشود : أول : آن است كه ما به الكتابه از چيزى است كه سجده بر آن جايز است در اين صورت شبههاى در جواز آن نيست ، خواه موضعى از كاغذ باقى بوده باشد يا نه . دوم : آن است كه ما به الكتابه غير آن است ، يعنى چيزى است كه سجده بر آن جايز نيست ، لكن موضعى از كاغذ خالى از كتابت است كه وضع جبهه بر آن كفايت مىكند در سجده ، در اين صورت باز جايز است در صورتى كه جبهه واقع شود بر موضع خالى از كتابت . سوم : مثل ثانى است لكن كتابت مستوعب سطح كاغذ است ، به اين معنى كه موضع خالى از كتابت به مقدار مذكور نيست ، در اين صورت ظاهر اين است كه سجده صحيح نبوده باشد پس عدم جواز مختص است به اين صورت در تتمه ديگر جايز است با كراهت ، بلكه ممكن است قول به انتفاء كراهت در صورتى كه ما به الكتابه مما يصح السجود عليه بوده باشد ، و ظاهر اين است
410
نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 410