نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 407
عدم جواز سجود بر آن در حق أهل آن بلد ، و به جواز سجود بر آن در حق أهل بلد ديگر يا خير ، بلكه همين كه مأكول در بلدى شد حكم مىشود به عدم جواز سجود بر آن ، اگر چه بالاضافه به أهل بلدى بوده باشد كه آن در آن بلد مأكول نبوده باشد ؟ ظاهر ثانى است . و اما هر گاه فرض شود نباتى دو حالت داشته باشد در يكى از دو حالت مأكول بوده باشد به خلاف حالت ديگر . پس تنقيح مقام مقتضى اين است كه گفته شود : نباتات بر چهار قسم است : أول : آن است كه مأكول است بداية و نهاية ، مثل بسيارى از بقولات . دوم : مقابل آن است كه مأكول نيست لا بداية و لا نهاية ، مثل غالب أقسام گياه و برگ بسيارى از أشجار ، حكم در اين دو قسم ظاهر است ، به اين معنى كه سجده بر قسم أول جايز نيست در جميع أحوال ، و در قسم ثانى جايز است كذلك . سوم : آن است كه مأكول است بداية لا نهاية مثل برگ مو و پوست بادام و پوست خربزه ، در اين قسم ظاهر اين است كه حكم هر حالتى تابع آن حالت است ، پس سجده بر برگ مو در اوايل أحوال جايز نخواهد بود ، به خلاف در آخر كه جايز است . و اما مثل خربزه و بادام و پسته و فندق كه پوست اينها مأكول است در أول نه در آخر ، پس سجده بر اينها در أول أحوال جايز نيست ، و همچنين است در آخر آن مادامى كه متصل به أصل است ، پس بادام مادامى كه شكسته نشده مىگوييم سجده بر پوست آن جايز نيست ، و همچنين پسته و فندق و گردو ، و بعد از آن كه شكسته شد و مغز آن اخراج شد ، در اين وقت سجده بر مغز آنها اگر چه جايز نيست لكن سجده بر پوست آنها در اين حالت كه منفصل از مغز شده جايز خواهد بود . و همچنين است پوست خربزه
407
نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 407