نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 380
نيست يا نه . دوم : آن است كه جاهل به غصبيت آن مكان بوده ، مثل اين كه كسى او را به خانه خود برد و مأذون نمود كه نماز در آنجا به عمل آورده باشد ، بعد از نماز مطلع شد كه اين خانه مغصوب بوده ، در اين صورت ظاهر اين است كه نماز او صحيح بوده باشد ، اعاده آن لازم نباشد ، اگر چه بعد از علم به حقيقت حال وقت آن صلاة باقى بوده باشد . سوم : آن است كه ناسى بوده اين بر دو قسم است ، به جهت آن كه ناسى يا ناسى به موضوع بوده يا ناسى به حكم ، اگر ناسى به موضوع بوده به اين معنى كه عالم بود كه اين مكان غصب است لكن فراموش كرد ، بعد از نماز متذكر شد در اين وقت ظاهر اين است كه نماز صحيح بوده باشد ، اعادهء آن اگر چه وقت نماز باقى بوده باشد ضرور نباشد ، و ظاهر اين است فرقى نباشد ما بين اين كه عالم به حكم بوده باشد يا نه . و اگر ناسى به حكم بوده باشد يعنى مىدانست كه در مكان غصبى نماز جايز نيست ، بعد فراموش نمود و نماز را در آن مكان با علم به غصبيت به عمل آورد ، در اين صورت اگر نسيان مستند به تقصير او نبوده باشد به نحوى كه در مبحث لباس مذكور شد ، ظاهر اين است كه نماز صحيح بوده باشد . مبحث سوم فرقى در اين باب ما بين نماز واجبى و سنتى نيست ، پس در صورتى كه نماز واجب در مكان مغصوب باطل بود نماز نافله نيز باطل است ، و همچنين در صورتى كه نماز واجب صحيح بود نماز نافله نيز صحيح خواهد بود ، بلى فرقى كه هست چون كه نماز نافله در سعه وقت در حال مشى جايز مىباشد ، بنابر
380
نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 380