نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 343
اما ناسى موضوع مثل اين كه مىدانست كه اين ثوب مملوك او نيست ، و همچنين مأذون از جانب مالك آن نيست و در آن نماز به عمل آورد ، لكن در وقت پوشيدن آن و نماز كردن در آن فراموش كرد ، بعد از نماز متذكر شد ، در اين صورت ظاهر [1] اين است كه نماز او صحيح بوده باشد و تدارك آن لازم نبوده باشد ، اگر چه متذكر به حقيقت حال شود در وقت نماز . و اما ناسى حكم مثل اين كه فراموش كرد كه نماز در لباس مغصوب جايز نيست ، پس اگر اين نسيان از تقصير او بوده باشد ، مثل اين كه بىمبالاتى و مسامحه در ضبط آن نمود تا فراموش نمود ، در اين صورت ظاهر اين است كه نماز او باطل و اعاده آن لازم بوده باشد . و اگر اين نسيان مستند به تقصير او نبوده باشد ، مثل اين كه ذاهل بالمره شد بدون آن كه قصد او مسامحه در اين بوده باشد ، يا آن كه متذكر اين حكم بود به نحوى كه مطمئن شد كه از خاطر او محو نخواهد شد ، لكن خلاف آن به ظهور رسيد و از خاطر او محو شد با عدم تقصير ، در اين صورت ظاهر اين است كه نماز او صحيح بوده اعاده آن لازم نبوده باشد ، اگر چه اعاده أقرب به احتياط و أوفق به سبيل نجات است . و اما اگر جاهل به موضوع بوده باشد ، مثل اين كه نماز در لباس به عمل آورد به اعتقاد اين كه لباس از خود او است ، يا مأذون بوده است در تصرف در آن ، يا آن كه ذو اليد او را مأذون نمود كه او نماز در آن لباس نمايد به ادعاى آن كه اين جامه از او است ، يا آن كه اكتفاء به همان ذو اليد بودن او نمود و نماز را در آن لباس به عمل آورد ، ظاهر اين است در جميع اين صور نماز صحيح
[1] اين در صورتى است كه خود مصلى غاصب نبوده باشد ، و هر گاه خود غاصب بوده است و فراموش آن از مسامحه شده باشد ، در اين صورت تدارك آن صلاة را نموده باشد ، بلكه مطلقا تدارك نمايد اگر چه از مسامحه در رد نبوده على الاحوط - ا س د .
343
نام کتاب : تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) نویسنده : سيد محمد باقر شفتي جلد : 1 صفحه : 343