* ( اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً ) * [1] : ( و به او مىگوييم ) كتابت را بخوان ، كافى است كه امروز ، خود حسابگر خويش باشى ! . و گفت : [2] سوگند به خدا با كسانى دوستى داشتم كه ( از ديندارى ) نور چشم من بودند و گفتارشان داروى درد سينهها بود و پرهيزشان از حلالها بيش از پرهيز شما از حرامها بود و مراقبتشان در مورد نمازهاى مستحبى ، از مراقبت شما در مورد نمازهاى واجب بيشتر بود و ترسشان از كارهاى حسنهاى كه انجام مىدادند ، بيش از ترس شما از انجام كارهاى حرام و كيفر آن بود ، و سوگند به خدا از ظاهر شدن كارهاى نيكو بيشتر از شما در بارهء ظاهر شدن گناهان ، خوف داشتن و بهگونهاى كه شما كارهاى خلاف را مىپوشانيد ، آنها كارهاى خوب را مىپوشانيدند با اين وصف نيكوكار بودند و خائف و شما بدكاريد و خندان ، پس بايد فاتحهء شما را خواند ، ( و او استرجاع نمود و گفت : * ( إِنَّالله وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ) ، چقدر گناهان بسيار [3] و علما كم شدهاند ، و سنّت از ميان رفته و قرآن كنار گذارده شده و بدعت آشكار گرديده و مردم در كار دين سست گشتهاند و تعريف كردن را به يك ديگر قرض مىدهند و نيكوكاران از ميان رفته و اوباش و افراد پست ، باقى ماندهاند و كار به جايى رسيده كه نزديك است ، دعا كنيد و دعايتان مستجاب نشود و كفّار بر شما تسلَّط يابند ، و فريادرسى نداشته باشيد ، پس پاسخ خود را آماده كنيد ، كه به زودى از شما خواهند پرسيد ، سوگند به خدا اگر عيب يك ديگر را مىدانستيد همديگر را
[1] اسراء / 14 [2] شايد گوينده حضرت امير عليه السّلام باشد . ( م ) [3] علامهء شعرانى : ظهر الخفا و برح الخفا التفجّع على الفضيحة » : در هنگام ناراحتى از ظهور امرى اين جمله را بر زبان مىآورند و عفّت به معناى محو اثر و حثّالة يعنى مردمان فرومايه است و اين واژهها در متن حديث آمده است