نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 276
بايد دانست كه نشانهء شخص اميدوار ، اين است كه به اطاعت حق مشغول باشد زيرا اميدوارى ، سه مرتبه و درجه دارد : مردى كه عمل خير انجام مىدهد و اميد قبولى دارد ، و كسى كه گناه مىكند ، و اميد عفو دارد و كسى كه كذاب و مغرور است و گناهان مختلف مىكند و با اصرار بر آنها و سبك شمردنشان ، آرزوى رحمت دارد . شخصى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : [1] گروهى از شيعيان شما هستند كه گناه مىكنند ، و مىگويند : به خدا اميدواريم ؟ فرمود : دروغگو هستند ، و شيعهء ما نيستند زيرا هر كس به چيزى اميدوار باشد ، برايش عمل مىكند ، و سوگند به خدا شيعيان ما كسانى هستند كه از خدا مىترسند . فرمود : [2] گروهى به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام رسيدند و پس از سلام ، عرض كردند : ما شيعيان شما هستيم ؟ فرمود : من آثار شيعه را در سيماى شما نمىبينم ؟ پرسيدند آثار شيعيان چيست ؟ فرمود : صورتهايشان در اثر عبادت شب زرد و اشك چشمانشان جارى است و شكمهايشان به پشت چسبيده و لبهايشان به دعا در حركت و كمرشان از خوف حق در اثر قيام و قعود ، خميده است و غبار [3] خاشعان بر پيكرشان نشسته است .
[1] قال رجل للصادق انّ قوما من شيعتكم يعملون بالمعاصى و يقولون نرجو ؟ فقال كذبوا ليسوا من شيعتنا كلّ من رجا شيئا عمل له فو اللَّه ما من شيعتنا منكم الَّا من اتّقى اللَّه . [2] قال الصادق عليه السّلام : انّ قوما استقبلوا عليّا و قالوا نحن شيعتكم يا امير المؤمنين ؟ فقال مالى لا ارى عليكم سيماء الشيعة ؟ قالوا و ما سيماء الشيعة يا امير المؤمنين ؟ فقال صفر الوجوه من السهر عمش العيون من البكاء خمص البطون من الطوى ذبل الشفاء من الدعا حدب الظهور من القيام عليهم غبر الخاشعين . [3] شعرانى : صفر ، عمش ، خمص ، ذبل و حدب به ضم اول و سكون دوم جمع اصفر ، اعمش ، اخمص ، ذبلاء ، احدب ، است و عمش يعنى ضعف رؤيت و سيلان اشك و طوى يعنى : گرسنگى و غبر يعنى : تراب جمع غبره و غبار است .
276
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 276