نديد ، تصميم گرفت تا آن حضرت را پيدا كند و در مسير خود كنار آن جوى رسيد مشاهده كرد على عليه السّلام دست زير سر گذاشته و به خواب رفته است . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با پا اشارهاى به حضرت على عليه السّلام نمود و فرمود : يا على ! از جا برخيز كه تو شايستگى نخواهى داشت مگر اينكه « أبو تراب » باشى . سپس فرمود : آنگاه كه برادرى ، ميان مهاجر و انصار ، برقرار كردم و تو را با هيچيك از آنان برادرى ندادم و تو به خشم آمدى ، آيا خرسند نيستى از اينكه منزلت تو نسبت به من برابر با انتساب و ارتباط هارون با موسى باشد ؟ با اين تفاوت كه پس از من ، پيغمبرى نخواهد بود . آگاه باش كسى كه تو را دوست داشته باشد ، از ايمنى و ايمان كامل برخوردار است و كسى كه كينهء تو را در دل داشته باشد ، خداى تعالى او را به مرگ جاهليت بميراند و به حساب او ، بر اساس آئين اسلام رسيدگى مىشود . اين حديث را « طبرانى » در « كبير » و « اوسط » روايت كرده است . مؤلف گويد : « متّقى » هم ، اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 154 ] روايت كرده است . [ حلية الاولياء 3 / 201 ] به سند خود ، از « جابر » روايت كرده است كه در يكى از اوقات ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على بن ابيطالب عليه السّلام ، فرمود : درود بر تو ، اى أبا الريحانتين ! سفارش مىكنم از هيچگونه خيرى نسبت به دو ريحانهام ( حسن و حسين عليهما السّلام ) فروگذارى نكنى ؛ طولى نمىكشد ، دو ركن تو از پاى در مىآيد و در اين رابطه ، خداى تعالى ، خليفهء من ، بر تو خواهد بود . « جابر » گويد : پس از آنكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله درگذشت ، حضرت على عليه السّلام فرمود : رحلت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله يكى از دو ركن من بود كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از انهدام آن ، به من اطلاع داد و پس از آنكه حضرت زهراى مرضيه عليها السّلام رحلت كرد ، فرمود : درگذشت فاطمه زهراى عليها السّلام ركن دوم من بود كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از انهدام آن ، به من خبر داد . مؤلف گويد : اين حديث را « محبّ طبرى » در [ الرياض النضره 2 / 154 ]