نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 533
مبعوث كند و همگان از آن خبر داشته باشند ، پدرش مرتكب جميع انواع زشتيها و بليغترين انواع شرك باشد . چنين فردى را مردمان مسخره كرده ، بر او خواهند خنديد و در بازارها بر پس گردن او خواهند زد و او را مورد استهزا قرار خواهند داد . همواره به خانوادهء خود منسوب خواهد شد كه در آن قوّادى وجود داشته است ، مادرش در نهايت زناكارى و قوادى بوده ، آشكارا بدان خواهد پرداخت و مردان زناكار را از خود نخواهد راند . خود پيامبر هم در نهايت دنائت و فرومايگى از كسانى خواهد بود كه در طول عمر خود ، در حال نبوت و پيش از نبوت ، بدانها منسوب بوده است و در بازارها بر پس گردن او خواهند زد و از روى عمد مرتكب منكرات شده ، قوّاد و بصاص خواهد بود . آرى از اين جهت چنين عقيده اى بر آنان لازم مىآيد كه حسن و قبح عقلى را نفى كردهاند و گفتهاند كه چنين چيزى ممكن است . پس وقوع آن از خداوند متعال جايز است . اين عقيده از عقيده اى كه مىگويند : خداوند بنده اى را كه مستحق عذاب نيست و بلكه مستحق ثواب است ، براى هميشه عذاب مىكند ، قبيحتر نيست . فضل مىگويد : پناه بر خدا از خرافات و هذيان گويىها و بيان فواحش و زشتيها به هنگام ذكر پيامبران و دخول در زمرهء كسانى كه خداوند دربارهء آنان مىفرمايد : * ( « إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ » ) * [1] . در اسائه ادب براى وى همين بس كه هنگام بيان پيامبران امثال اين ترهات و اباطيل را مىآورد و آنگاه بر مشايخ اهل سنّت و دانشمندان اسلام چيزهايى افترا مىزند كه هيچ كدام ، از عقايد آنان لازم نمىآيد . دانستيد كه حسن و قبح به سه معنى مىآيد : اوّل - وصف نقص و كمال است . دوّم - علائمت و منافرت است و همين دو معنى است كه بدون شك عقلى است . حال اگر مذهب اشاعره اين باشد كه حسن و قبح بدين معنى عقلى است ، پس چه نقصى بالاتر از اين است كه صاحب دعوت موصوف به كارهاى قبيحى باشد كه اين مرد بد فحّاش بيان كرده است . گويى وى گمان كرده كه پيامبران هم مانند او از ولگردان حلَّهاند كه به چيزهايى كه بيان كرده ، مشغول فساد باشند . پناه بر خدا از تعصّب كه او را به آتش در انداخته است .