نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 397
مواقف پس از بيان آنچه كه خصم را در اينجا و در پاسخ از معارضهء دليل اوّل نقل كرد ، مىگويد : « ليكن اين اشكال وارد است كه گفته شود : استناد ارادهء قديم خدا به ذات او به طريق ايجاب است نه قدرت ، پس هر گاه فعل به آنچه كه اختيارى او نيست ، واجب شد ، شائبه ايجاب بر آن وارد خواهد شد . » اما خصم كه عينا لفظ شارح مواقف را آورده اين بخش از كلام او را ترك كرده تا بدين وسيله باطل را ترويج كند . حسابش را به خداوند وامىگذاريم . اما پاسخى كه به معارضه دليل دوّم داده است ، گذشته از اينكه مجرد قديم بودن ، دعوى تصادم را اگر هم صحيح باشد ، رفع نمىكند ؛ چيزى كه از نظر آنان جبر را واجب كرده ، اين است كه آنچه خداوند وجودش را مىداند واجب است و آنچه كه عدم آن را مىداند ، ممتنع وگرنه انقلاب علم خداوند به جهل لازم مىآيد . اين مطلب بدون فرق در افعال خداوند و افعال بنده جارى است و اصلا سخن تصادم در رفع آن دخالتى ندارد . اين مطلب در صورتى است كه چنانكه اشاعره عقيده دارند ، به قديم بودن اراده خداوند متعال كه با علم به مصلحت مخالف است ، معتقد باشيم . اما اگر به حدوث اراده چنانكه مختار گروهى است و آيات زيادى از قرآن مجيد بر آن دلالت دارد . مثل : * ( « إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً » ) * [1] و * ( « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » ) * [2] معتقد باشيم ، چنانكه بر كسى پوشيده نيست ، جايى براى پاسخ اين دو معارضه باقى نمىماند . اما اينكه گفت : « لزوم كفر از ترهات و اباطيل او است » چگونه بر آنان كفر لازم نمىآيد و حال اينكه ، همانطور كه خصم گفته ، اينها مسائل علمى و عملى است ؟ پس اگر به صحت دو دليل ملتزم شدند و بدان عمل كردند و به مقتضاى آن دو معتقد شدند ، خداوند متعال در نظر آنان موجب خواهد بود نه قادر مختار و اين عين كفر است . و ما از آن به خدا پناه مىبريم . مصنّف - قدّس الله نفسه - مىگويد : پس جا دارد كه عاقل خردمند با خود بينديشد كه آيا جايز است از كسى پيروى كند كه به دليلى استدلال مىكند و به صحت آن عقيده دارد و فرداى قيامت بدان احتجاج خواهد كرد كه موجب كفر و الحاد است ؟ ! چه عذرى از اين عقيده ، و كفر و الحاد حاصل از آن دارند ؟ و عاقبت اين قوم چه خواهد بود كه هيچ سخنى را نمىفهمند . اين حجت