نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 165
اينكه گمان كرده مقتضى نفى وجود حقيقى ، ممكن است ، از نظر ما مردود مىباشد ، مگر اينكه مسامحه در تعبير باشد و وجود ممكن را نسبت به وجود واجب بطور كلى وجود شمرده باشد زيرا اصل ، وجود واجب است و وجود ممكن فرع و اثر آن . لذا از اين مطلب به آن اصطلاحات بى ربط و در هم پاشيده تعبير كرده است امّا اين معنا غير از چيزى است كه صوفيهء قائل به وحدت وجود در نظر دارند . زيرا منظورشان اين است كه وجود مطلق عين واجب متعال است و ممكنات ، تعيّنات آن . از اين گفته نفى ماهيت لازم مىآيد . اگر وجود ممكنات از تعيّنات وجود بارى متعال و مصاديق آن باشد ، در اين صورت آنچه را كه مصنّف از آنان نقل كرد ، مبنى بر اينكه خداوند متعال نفس وجود است و هر موجودى ، خدا - تعالى عن ذلك علوا كبيرا - ، تمام خواهد بود . 6 - خداوند در غير خود حلول نمىكند مصنّف - رفع الله درجته - مىگويد : معلوم قطعى است كه حالّ نيازمند محلّ است و ضرورت حكم مىكند كه هر نيازمند به غير ، ممكن است . پس اگر خداوند متعال حالّ در غير خود باشد ، لازم مىآيد كه ممكن باشد نه واجب و اين خلف است . صوفيه از جمهور در اين باره راه خلاف در پيش گرفتهاند و حلول خدا را در ابدان عارفان جايز دانستهاند - تعالى الله عن ذلك علوا كبيرا - بنگر كه اين بزرگانى كه مردمان به قبور آنان تبرك مىجويند ، دربارهء پروردگارشان چه اعتقادى دارند ؟ گاهى اوقات حلول او را در ديگران جايز مىدانند و گاهى اوقات اتحاد او را با ديگران تجويز مىكنند ، عبادت آنان رقص و پايكوبى و كفزنى و غنا است . خداوند آن را بر كفّار جاهلى ايراد گرفته ، مىفرمايد : * ( « وَما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً » ) * [1] . چه غفلتى بزرگتر از اين كه انسان به فردى تبرك جويد كه خداوند عبادتش را بر كافران ايراد گرفته است . اين چشمان را نابينا نمىكند بلكه دلها را كه در سينه هاست كور مىكند . گروهى از صوفيه را در حرم حضرت ابا عبد الله الحسين ( ع ) مشاهده كردم كه نماز مغرب را همگى به جاى آوردند مگر يك نفر كه نشسته بود . پس از