نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 162
مماس بر صفحه علياى عرش است و بر او انتقال و حركت و تغيير جهات جايز است . « بر اين اساس چگونه فضل مىگويد كه بودن خدا بر وجه جسميّت ، به اتفاق علما و بدون هر گونه اختلاف باطل است . آنگاه سخن خود را نقض كرده و در منظورشان ترديد كرده است . اين با حكم به عدم خلاف تناسب ندارد . بنابر مقتضاى اين تصريح كه مىگويند خداوند متعال جوهر است و به دليل اثبات جهت ، مكان و تماس و تجويز حركت و انتقال براى خداوند توسط آنان ، لازم مىآيد كه منظورشان از جسم همان جسم حقيقى باشد نه موجود . ليكن در مواقف و شرح آن گفته است : « كرّاميه ، يعنى بعضى از آنان قائلند كه خداوند جسم يعنى موجود است . گروهى ديگر از آنان عقيده دارند كه خداوند جسم يعنى قائم به نفس است . پس بنا بر هر دو تفسير با آنان نزاعى نيست مگر بر سر تسميه كه مأخذ آن توقيف است و در اينجا توقيف وجود ندارد . » بنگريد و بينديشيد ! امّا حديث زن گنگ ! اين حديث در مواقف آمده كه حضرت از او پرسيد : خداوند كجاست ؟ نه اينكه آنگونه كه خصم گفته : خدايت كيست ؟ آنكه ما بيان كرديم در مقام استشهاد ، اگر حديث صحيحى هم باشد ، مناسبتر مىباشد . 5 - خداوند با غير خود متحد نمىشود مصنّف - اعلى الله مقامه - مىگويد : ضرورت حكم مىكند كه اتّحاد خدا با غير خود محال است . زيرا معقول نيست كه دو چيز ، يك چيز شود . گروهى از صوفيهء جمهور ، راه خلاف در پيش گرفته ، حكم كردهاند كه خداوند متعال با ابدان عارفان متّحد مىشود ، حتى بعضى از آنان در گمراهى فرو رفته و گفتهاند : خدا خود وجود و هر موجودى خداوند است . اين گفته عين الحاد و كفر است . « خداى را حمد و سپاس كه ما را با پيروى از اهل بيت ( ع ) فضيلت بخشيد و از پيروان مذاهب باطل قرار نداد » . فضل مىگويد : اشاعره اعتقاد دارند كه خداوند متعال با غير خود متحد نمىشود . زيرا اتحاد دو چيز ممتنع است . آنچه وى به صوفيه نسبت داده مبنى بر اعتقاد به اتحاد ، اگر منظورش محققان صوفيه مثل بايزيد بسطامى ، سهل بن عبد الله تسترى ، ابو القاسم جنيد بغدادى و
162
نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 162