نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 15
مجلس بر وى جفا كرده بود . همين موجب شده بود كه بين آن دو كدورت پيش آيد و روابط آن دو را به هم زند » . عقيلى گفت : « احمد بن صالح احدى را حديث نمىگفت مگر اينكه از او مىپرسيد . روزى نسايى نزد او آمد ، احمد از دادن اجازه به او خوددارى كرد . او هم در مقابل وى را به ناسزا گرفت . » اين مطلب را ما به اختصار آورديم . ابن حجر در شرح حال محمد بن يزيد ، ابن ماجه قزوينى ، آورده است : در كتاب وى « سنن » احاديث بسيار ضعيفى آمده است ، حتى شنيدم كه سرى مىگفت : « هر جا كه نسائى خبرى را به تنهايى نقل كرده ، ضعيف است . » به خط حافظ شمس الدين محمد بن على حسينى ، مطلبى به اين لفظ ديدم : از شيخ خود حافظ ابو الحجاج مزى شنيدم كه مىگفت : « هر حديثى كه ابن ماجه به تنهايى نقل كرده ، ضعيف است . » ابن حجر و ذهبى يا يكى از آن دو در كتاب خود آوردهاند كه : « بخارى در صحيح خود به گروهى احتجاج كرده كه خودش آنان را تضعيف نموده است . » چنانكه اين مطلب از شرح حال اينان در دو كتاب فوق الذكر معلوم مىشود ، عبارتند از : ايوب بن عائذ ، ثابت بن محمد عابد ، حصين بن عبد الرحمن سلمى ، حمران بن ابان ، عبد الرحمن ابن يزيد بن جابر ازدى ، كهمس بن منهال ، محمد بن يزيد حزامى و مقسم بن بحره ، از اين جهت بخارى را به اين مطلب اختصاص داديم كه از نظر اهل سنت بزرگترين صاحبان صحاح است و گرنه همه آنان به همين صورت هستند حتى ديديم با اينكه ابو داود ، نعيم بن حماد خزاعى ، وليد بن مسلم مولاى بنى اميه و هشام بن عمار سلمى را تكذيب كرده ، در سنن خود از آنها روايت نموده است . در مورد صالح بن بشير مىگويد : « حديث وى نوشته نمىشود . » همينطور در مورد عاصم بن عبيد الله آورده ولى از هر دو نفر روايت نقل كرده است ! با اين وجود چنانكه در تهذيب التهذيب در شرح حال داود بن اميه آمده ، او گمان مىكرد كه به جز از افراد ثقه روايت نمىكند ! همچنين ديدهايم كه نسائى ، عبد الرحمن بن يزيد بن تميم الدمشقى ، عبد الرحمن بن ابى مخارق و عبد الوهاب بن عطاء خفاف را متروك خوانده ولى خود در سنن از آنان روايت نقل كرده است . همچنين
15
نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 15