نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 14
3 - مناقشه صحاح ستّه اخبار اهل سنّت نمىتواند براى اثبات چيزى از خواستههاى آنان مورد استدلال قرار گيرد . زيرا گزيدهء اخبار آنان ، رواياتى است كه در صحاح سته جمعآورى شده است . اين اخبار بنابر دلايلى كه در پى مىآيد ، در برگيرندهء انواعى از خلل است كه آن را از درجهء اعتبار ساقط مىكند : اوّل - اينان دربارهء چگونگى جمع و جمع آورندگان اين اخبار مطالبى گفتهاند كه بر ضعف و سستى آن دلالت دارد . ابن حجر در تهذيب التهذيب در شرح حال سويد بن سعيد هروى مىگويد : « ابراهيم بن ابو طالب به مسلم گفت : چگونه روايت سويد را اجازه گرفتى ؟ گفت : از كجا نسخه حفص بن ميسره را بياورم ؟ » مانند اين مطلب در ميزان الاعتدال هم آمده است . آيا به نظر شما اين عذر براى نقل از ضعفا كافى است ؟ در حالى كه خود وى مدعى است كه در صحيح خود ، تنها از راويان ثقه ، نقل مىكند . بدين ترتيب وى فردى است خائن كه مطالب را دگرگون مىنمايد و در نتيجه كتابش از درجه اعتبار ساقط است . ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال احمد بن عيسى بن حسان مصرى مىگويد : « نزد ابو زرعه ذكرى از صحيح مسلم به ميان آمد . ابو زرعه گفت : اينان قومى هستند كه در صدد تقدم بودند پيش از آنكه زمانش فرا رسد . لذا كارى كردند كه بوسيله آن تشرف جويند . » و نيز گفت : « از احمد بن عيسى در صحيح روايت مىشود كه گفت : نديدم كه مردم مصر شك داشته باشند كه ، در همين هنگام به زبانش اشاره كرد . » ابن حجر در شرح حال عمرو بن مرزوق مىگويد : « ازدى گفت : على بن مدينى دوست ابو داود بود و ابو داود روايت نمىكرد تا اينكه على او را امر مىكرد . ابن معين از عمرو بن مرزوق با تعريف و تمجيد ياد مىكرد و او را بالا مىبرد امّا در مورد ابو داود چنين نمىكرد . چون وى از على بن مدينى اطاعت مىنمود . « اين مطلب دلالت دارد كه اعتبار رجال حديث از نظر آنان به پيروى از هواى نفس است و نه پيروى از حق . ابن حجر در شرح حال احمد بن صالح مصرى مىگويد : خطيب گفت : جميع ائمه حديث به احمد بن صالح احتجاج كردند مگر نسائى كه احمد در يك
14
نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 14