نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 13
زنديق و دشمن خدايى . خدا از تو راضى مباد . ابن خراش بدون اينكه مشمول رحمت خداوند گردد ، در سال 283 مرد . « نديدهايم كه وى در مورد كسانى كه على ( ع ) را ناسزا گفتهاند و از دين خارج شدهاند ، ذره اى از اين مطالب را گفته باشد بلكه بر عكس مىبينيم كه چنين فردى را تقويت و قدر و منزلتش را بالا مىبرد و تا آنجا كه برايش ممكن است ، از وى رفع اشكال مىكند . هر كس كتاب ميزان الاعتدال او را اندكى ملاحظه كند ، در مىيابد كه چه موضعى در اين باره دارد . سيد بزرگوار ، سيد محمد بن عقيل در كتاب خود ، العتب الجميل ص 113 ، از سبكى شاگرد ذهبى نقل كرده كه ذهبى را ناصبى توصيف كرده است . همچنين از مقبلى نقل كرده كه در قصيده اى گفت : < شعر > و شاهدى كتب اهل الفرفض اجمعهم و الناصبين كاهل الشام كالذهبى < / شعر > به همين اندازه در بيان علماى جرح و تعديل كه بر آنان ايراداتى از قبيل ناصبىگرى و پيروى از هواى نفس و مانند آن ، وارد شده ، بسنده مىكنيم . شگفت از كسانى كه به اقوال آنان گوش فرا مىدهند و آراء آنها را مىشنوند و اين افراد را در ثبوت سنت رسول خدا ( ص ) بين خود و خداى خويش حجت قرار مىدهند ! ! دوّم - دليل دوّم از دو دليلى كه مناقشه آنان را در سند روايات بىارزش مىدانيم ، اينست كه فضل بن روزبهان مىگويد : « علما اتفاق نظر دارند كه اگر كسى بر طلاق سوگند ياد كند كه هر آنچه در صحاح سته غير از تعليقات آمده ، گفتار ، كردار و تقدير رسول خدا ( ص ) است ، طلاق واقع نمىشود و بر خلاف سوگند عمل نكرده است . » مقتضاى اين اجماع آن است كه اينان اقوال علماى خود را در تضعيف رجال صحاح سته خصوصا صحيح مسلم و صحيح بخارى مردود مىدانند ، زيرا همگى آنان به اخبار بخارى و مسلم بدون اختلاف احتجاج مىكنند و بالضروره بر استثناى رجال صحاح سته نه نصى وارد شده و نه حجتى اقامه گرديده است . بنابراين الغاى گفتههاى علماى آنان در همهء رجال لازم مىآيد و اگر بخواهند در اين باره ، بين آنان فرق بگذارند ، زورگويى كردهاند .
13
نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 13