نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 430
گفت : مستلزم تحصيل حاصل است ، گوييم : تحصيل حاصل به اين تحصيل محال نيست . اينجا هم چنان است . زيرا تكليف با قدرت و فعل به وجود آمده است . پس حاصل به اين تحصيل است و اين محذور نمىباشد . من مىگويم : اين پاسخ عجيب و غريب در كلمات آنان تكرار شده است . از اين جهت عجيب و غريب است كه بايد حصول مطلوب منبعث از طلب باشد . اگر حصول مقارن با طلب و مطلوب بدان باشد ، اعادهء همين حصول لازم مىآيد تا انبعاث از طلب تصور شود . پس تحصيل حاصل و اعادهء آن لازم مىآيد كه محال است . مطلب هجدهم : شرايط تكليف مصنّف - شرّف الله منزلته - مىگويد : اماميه عقيده دارند كه شرايط تكليف شش تا است : 1 - وجود مكلف . زيرا تكليف معدوم ، ممتنع است . ضرورت حكم مىكند كه امر كردن به جماد قبيح است و حال اينكه جماد از معدوم به انسان نزديكتر است . همچنين ضرورت حكم مىكند كه قبيح است ، انسان بردگانى را كه مىخواهد بخرد ، فرمان دهد و بگويد كه اى سالم ! برخيز ، اى غانم ! بخور ، و حال اينكه هنوز به تنهايى در خانه اش نشسته است ، هر عاقلى او را سفيه مىخواند و حال اينكه چنين كسى به انسان موجود نزديكتر است . اشاعره در اين باره مخالفت كرده و تكليف معدوم ، خطاب و اخبار از وى را جايز دانستهاند ، لذا خداوند در ازل گفته است : * ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ » ) * [1] و حال اينكه در ازل كسى وجود نداشته است و نيز فرموده * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً » ) * [2] و حال اينكه نوح وجود نداشته است . اين عقيده ، مكابرهء ضرورت است . فضل مىگويد : پاسخ اين مطلب را در بحث اثبات كلام نفسانى دانستيد . در آنجا ديديد كه خطاب پيش از وجود مخاطبين در ازل بر حسب كلام نفسانى موجود است ليكن تعلق خطاب به هنگام وجود مخاطبان حادث مىشود . كسى كه در نفس خود كلامى مىآرايد تا با آن بندگان خود را كه مىخواهد بخرد ، پس از خريد ، مخاطب سازد ، سفيه خوانده