نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 431
نمىشود . اينكه گفت : اشاعره تكليف معدوم را جايز دانستهاند ، با آنچه كه خود وى در فصل پيش ثابت كرد ، منافات دارد . وى در آنجا ثابت كرد كه اشاعره مىگويند : تكليف با فعل است و پيش از آن تكليفى وجود ندارد . پس اگر از نظر اشاعره وجود تكليف با فعل باشد ، آيا از نظر آنان تكليف معدوم جايز خواهد بود ؟ ! من مىگويم : در آن بحث گذشت كه خطاب معدوم و تكليف او بالضروره سفاهت است . زيرا بدون خطاب و مكلف درست نمىباشد و اگر هم تعلق را تصور كنيم باز اثرى در حدوث تعلق نيست . از سوى ديگر قياس با كسى كه كلامى را در نفس خود آرايش مىدهد ، اشتباه آشكارى است . زيرا چنين كسى ، مخاطب ندارد بلكه او را تصور مىكند و براى خطاب در آينده تقدير مىنمايد . پس كلام نفسانى كه خطاب و تكليف در ازل است ، با آن قياس نمىشود . اما اينكه گفت : اين سخن مصنّف با آنچه در فصل پيش اثبات كرده ، منافات دارد ، دانستيد كه رفع منافات از اقوال آنان بر عهدهء مصنّف نيست . چگونه مىتوانند تكليف معدوم را انكار كنند و حال اينكه عقيده دارند انسان در ازل مأمور و منهى است ؟ ! مصنّف - طاب رمسه - مىگويد : 2 - عاقل بودن مكلف ( عقل ) . بنابراين تكليف كودك شير خوار و مجنون كامل صحيح نيست . در اينجا هم اشاعره مخالفت كرده ، تكليف اين افراد را جايز دانستهاند . جا دارد كه انسان عاقل با خود بينديشد كه آيا عقلش حكم مىكند كه نوزاد ، در حال تولد به جهت ترك نماز و روزه و حج و زكات مؤاخذه شود ؟ ! آيا صحيح است كه مجنون كامل بدين جهت مؤاخذه شود ؟ ! فضل مىگويد : مذهب اشاعره اين است كه تكليف از كودك تا رسيدن به بلوغ و مجنون تا زمان بهبودى ، برداشته شده است . آنچه گفته افتراى محض بر اشاعره است . اين عادت وى در افترا و دروغ و اختراع است . من مىگويم : آنچه مصنّف به آنان نسبت داده ، جواز تكليف غير عاقل است و آنچه خصم نقل كرده ، عدم وقوع تكليف غير عاقل است . همانطور كه معلوم است ، هيچ كدام از اين دو به ديگرى ربطى ندارد . از سوى ديگر انكار تجويز چنين تكليفى از سوى آنان ، ممكن
431
نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 431