نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 312
بدان تعلق نمىگيرد » ، گذشته از اينكه بعضى از مثالهاى مصنّف ( ره ) مثل پرواز در آسمان ، فعل است ، اگر منظورش اين است كه از حيث وقوع ، ثواب و عقاب بدان تعلق نمىگيرد ، اين درست است امّا مقصود مصنّف چنين نيست ، اما اگر منظورش اين است كه تعلق ثواب و عقاب بدان جايز نيست ، با گفتهء خودش منافات دارد كه : « جايز است كه خداوند بندگان خود را بدون ارتكاب هيچگونه گناهى به انواع عذاب ، عقاب نمايد . » مصنّف منظورى نداشت جز اين مطلب كه آنان عقاب در اين مثالها را جايز مىدانند ، و خود آنان هم بدين امر ملزم بوده آن را جايز مىدانند . اينكه گفت : « افعال آفريده شده مثل اين اعراض نيست . » بايد بداند كه پس از بيان اين مطلب كه مصحح عذاب از نظر آنان ، ملكيت است ، ديگر اين فرق نمىتواند هيچگونه اثرى داشته باشد . گذشته از اين كسب همچون سياهى ، فعل خداوند متعال است . پس فرقى جز ، تفاوت لفظى وجود ندارد . مطلب هشتم : امتناع تكليف بما لا يطاق مصنّف - ضاعف الله اجره - مىگويد : اماميه معتقدند كه از حيث حكمت ، بر خداوند محال است كه بندگان را به چيزى تكليف كند كه قدرت و طاقت انجام آن را ندارند و يا انجام چيزى را از آنان بخواهد كه از انجام آن ناتوان و عاجزند و از آنان ممتنع است . پس براى خدا جايز نيست كه بيمار مبتلا به مرض مزمن را به پرواز در آسمان تكليف و يا بندگان را به جمع بين دو چيز ضدّ ، بودن در شرق و غرب در يك زمان ، زنده كردن مردگان ، بازگرداندن آدم و نوح ، بازگرداندن روز گذشته ، گذراندن كوه قاف از سوراخ سوزن ، نوشيدن آب دجله به يك جرعه و فرود آوردن خورشيد و ماه به زمين و ديگر محالات ممتنع ، مكلف سازد . امّا در مقابل اشاعره مىگويند : خداوند متعال بنده را تكليف نمىكند مگر به چيزى كه طاقت انجام آن را ندارد و امكان انجامش براى وى ممكن نيست . با اين عقيدهء خود با معقول دالّ بر قبح چنين تكليفى و منقول متواتر يعنى كتاب عزيز ( قرآن ) مخالفت كردهاند كه مىفرمايد : * ( « لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » ) * [1] ، * ( « وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » ) * [2] ، و * ( « لا ظُلْمَ الْيَوْمَ » ) * [3] ،