responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 97


ميشد انگشتان در گوش مينهادند تا از احوال آن هلاك نشوند و چون بيتاب ميشدند ميگفتند كاشكى زود صبح ميشد تا نزد پيغمبر ميرفتيم و منقاد او ميشديم چون صبح شد نزد پيغمبر آمدند و اسلام آوردند و به اعتقاد تمام مؤمن شدند حقتعالى حال منافقان مدينه را به حال اين دو مرد تشبيه كرده فرمود كه مثل ايشان چون مثل كسانيست كه بجهة خوف تلف خود انگشت را به گوش نهند تا صداى صاعقه ايشان را هلاك نكند و بجهة كثرة لعمان * ( يَكادُ الْبَرْقُ ) * نزديك مىشود كه برق درخشنده رخشنده * ( يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ ) * بربايد روشنى ديدهاى ايشان را * ( كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ ) * هر گاه آن برق درخشيد و بسبب آن راه روشن شد براى رفتن ايشان * ( مَشَوْا فِيه ) * رفتند در آن روشنى * ( وَإِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ ) * و چون تاريك شد راه بر ايشان بواسطه عدم نور برق * ( قامُوا ) * ايستادند در يك جا و قدم بر نداشتند و متحير و سرگردان شدند و در كشاف و انوار گفته كه * ( يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ ) * استيناف ثانيست كانه در جواب كسى واقع شده كه گفته ( ما حالهم مع تلك الصواعق ) و كاد از افعال مقاربه است كه موضوع است براى مقاربهء خبر بوجود بجهة عروض سبب آن ليكن موجود نشود بجهة فقد شرط يا عروض مانع و عسى موضوعست از براى رجاى خبر پس كاد خبر محض است و لهذا متصرف است بخلاف عسى كه متصرف نيست بجهة آنكه مانند لعل است در معنى ترجى پس هم چنان كه لعل متصرف نيست در عسى نيز تصرف راه ندارد و خبر افعال مقاربه مشروط است كه فعل مضارع باشد تا تنبيه باشد بر آنكه مقصود است بقرب و عدم دخول آن بر آن جهة آنست كه تا قرب مؤكد شود بدلالة بر معنى حال و گاه هست كه ان استقباليه بر آن داخل مىشود جهة حمل آن بر عسى چنان كه حمل عسى بر كاد ميكنند بحذف آن بجهة مشاركت آنها در اصل معنى مقاربه و خطف بمعنى اخذ است بسرعت و قوله * ( كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيه ) * الى آخره استيناف ثالث است كانه شخصى گفته ما يفعلون فى تارتى حقوق البرق و خفيته اين كلام در جواب او واقع شده و اضاء يا متعدى است و مفعول محذوف و معنى اين كه كلما نور لهم ممشى اخذوه و يا لازم است يعنى كلما لمع لهم مشوا فى مطرح نوره و همچنين اظلم يا متعدى است يا منقول از ظلم الليل و شاهد اين است اينكه بعضى اظلم بصيغهء مجهول قراءة كرده اند و يا لازم و قران كلما ابا اضاء و اذا با اظلم بدون عكس و بدون توافق جهة آنست كه ايشان حريص بودند بر مشى پس هر گاه كه مصادفه ميكردند بر ضوء فرصت غنيمة دانسته روان ميشدند بخلاف توقف چه آن مرغوب ايشان نبود و قاموا بمعنى وقفوا است و منه قامت السوق اذا ركدت و قام الماء اذا جمد و بعد از آن تتميم تمثيل مذكور نموده به اين جمله شرطيه كه * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ) * و اگر

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 97
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست