responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 96


اصل يا صفة قطعهء رعد است اى قطعة صاعقة من الرعد و قواطع صواعق منه و يا صفة رعد است و تا براى مبالغه هم چنان كه در رواية و يا براى مصدر است مانند عافيه و كاذبه و ميگويند كه ملك السحاب وقتى كه خشم ميگيرد برابر آتش از دهن او ميجهد و بر هر تقدير اصحاب باران گوشهاى خود را بادخال اصابع در آن باز دارند از شنيدن صداى آن * ( حَذَرَ الْمَوْتِ ) * بجهة بيم مردن و ترس هلاك شدن خود اين مفعول له است و موت بمعنى زوال حياة است و نزد بعضى عرضيست مضاد حياة لقوله تعالى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ و جواب از اين آنست كه خلق بمعنى تقدير است و اعدام مقدرند * ( وَاللَّه مُحِيطٌ ) * و خداى تعالى بعلم شامل خود احاطه كننده است * ( بِالْكافِرِينَ ) * بنا گرويدگان يعنى علم او به همه افعال و اقوال ايشان رسيده و هيچ چيز از سراير و ضماير ناصواب ايشان از او پوشيده نيست و يا آنكه مراد آن باشد كه قدرة او سبحانه احاطه جميع ايشان كرده به اين معنى كه قادر است بر اخذ همهء ايشان بر وجهى كه هيچكدام از ايشان استطاعة آن ندارند كه از تحت قدرة او بيرون روند و يا آنكه جمع كنندهء ايشانست در روز قيامت بحيثيتى كه هيچكس از آن مفرى نداشته باشد و هر يكى را مجازاة و مكافاة كردار بر وجهى كه شايد و بايد به او خواهد رساند و يا آنكه مراد از احاطه اهلاك باشد كقوله ( و احيط بثمره و الا ان يحاط بكم ) يعنى خدا هلاك كننده و عذاب نماينده همه ايشانست بر طريقى كه عذاب هيچكس از او فوت نشود هم چنان كه محاط به كه از محيط فوت نميشود و بجهة خداع و حيل نتواند كه از آن خلاصى يابند اين جمله اعتراضيه است كه محلى از اعراب ندارد و ببايد دانست كه علما را در تشبيه اين مثل اقوال است ابن عباس بر آنست كه حق تعالى تشبيه نموده باران را كه از آسمان نازل شده به قرآن و ظلمات و رعد و برق را كه در اوست تشبيه فرموده به آنچه در قرآنست از ابتلا و زجر و بيان روشن و صواعق را كه واقعست در ان بوعيد اجل و جهاد عاجل و بعضى ديگر گفته‌اند كه حق تعالى باران را كه سبب حياة حيواناتست تشبيه فرموده به اسلام كه سبب حياة و قلوبست و ظلمات را بابطان كفر و رعد را بجهاد و خوف قتل و برق را به آن چيزى كه در اظهار اسلام قصد كرده‌اند از حقن دماء و مناكحه و موارثه با مسلمانان و صواعق را به آن چيزى كه در اسلامست از زواجر عقاب و وعيد آخرة كه بسبب آن در دين خود به شك مىافتد و نزد جمعى ديگر اين مثليست از براى دنيا كه تشبيه فرموده شدت و رخاى آن را ببارانى كه جامع نفع و ضرر است و منافقان باظهار ايمان دفع ضرر عاجل ميكنند و به ابطان كفر طلب نفع اجل نميكنند و از ابن مسعود و جمعى از صحابه نقلست كه دو مرد منافق از پيغمبر ( ص ) گريخته جلاى وطن كردند از مدينه و در راه بارانى سخت بر وجهى كه حق سبحانه ذكر آن فرموده به ايشان رسيد ايشان از آن ابر و تاريكى متحير شدند هر وقت كه برقى لامع ميشد گامى چند از راه ميرفتند و چون تاريك ميشد ميايستادند و چون صاعقه

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 96
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست