responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 148


لايق بعظمت و جلال تو باشد * ( لا عِلْمَ لَنا ) * هيچ دانشى نيست ما را * ( إِلَّا ما عَلَّمْتَنا ) * مگر آن چيزى را كه تعليم دادهء ما را و علم باسماء مسميات از آن جمله نيست اينكلام با وجود آنكه متضمن اعترافست بعجز و قصور ايشان اشعار است بر آنكه سؤال ايشان بطريق استفسار بوده نه بر وجه اعتراض و ايماء به آنكه فضل انسان و حكمت در خلق آن بر ايشان مخفى بود و اظهار شكر نعمت او به آنچه ايشان را شناسا ساخت و از براى ايشان كشف آن چيزى نمود كه برايشان متشبه بود و مراعات ادب بتفويض علم به او سبحانه و سبحان مصدر است چون غفران و مستعمل نيست مگر گاهى كه مضاف باشد و منصوب باضمار فعل خود باشد مانند معاذ اللَّه و گاه هست كه او را علم تسبيح ميگردانند بمعنى تنزيه بر سبيل شذوذ كقولهم ( قد قلت لما جاءني فخره سبحان من علقمه الفاخر ) و تصدير كلام به اين اعتذار است از استفسار و جهل بحقيقت حال و لهذا آن را مفتاح توبه ميگردانند هم چنان كه موسى عليه السّلام فرمود سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ و يونس عليه السّلام گفت سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ و بعد اعتراف بجهل خود كرده گفتند كه * ( إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ ) * بدرستى كه تويى تو بسيار دانا بجميع معلومات بر وجهى كه هيچ خافيه بر تو مخفى نيست و در علوم متناهيهء خود احتياج بتعليم غير ندارى * ( الْحَكِيمُ ) * محكم كار صاحب كردار كه هر چه كنى و گويى عين علم و حكمت و محض مصلحت باشد پس بعلم شامل خود ميدانى كه منصب خلافت و رتبهء علم بكه مىبايد داد بدانكه ( انت ) ضمير فصل است و گفته‌اند كه از براى تأكيد كاف است كما فى قولك ( مررت بك انت ) و اگر چه جايز نيست ( مررت بانت ) زيرا كه در تابع شايع است آنچه در متبوع شايع نيست و لهذا جايز است ( يا هذا الرجل ) و جايز نيست يا الرجل و نزد بعضى ( انت ) مبتدا است و ما بعد آن خبر آن و اينجمله خبر ان و چون ملائكه بعجز و قصور خود اعتراف كردند حقتعالى خطاب بآدم كرد و از جهت اظهار شرف و فضيلت او بر ملائكه * ( قالَ ) * فرمود كه * ( يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ ) * اى آدم خبر ده و اعلام كن اين ملائكه را كه در حوالى منبر تو نشسته‌اند * ( بِأَسْمائِهِمْ ) * بنامهاى ايشان اضافه براى ادنى ملابسه است يعنى نامهاى اشخاص مسميات كه عرض بر ايشان كرده بودم * ( فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ ) * پس آن هنگام كه آدم عليه السّلام خبر داد ملائكه را * ( بِأَسْمائِهِمْ ) * نامهاى ايشان به اين طريق كه اسم هر شيء و منافع و مضار او را اعلام ايشان كرد * ( قالَ ) * گفت حقتعالى ملائكه را از روى تنبيه نه بر وجه استفهام * ( أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ ) * آيا نگفتم مر شما را همزه براى انكار است و دخول آن بر حرف جحد مفيد تقرير و اثبات يعنى البته گفتم مر شما را * ( إِنِّي أَعْلَمُ ) * آنكه بتحقيق من ميدانم * ( غَيْبَ السَّماواتِ ) * آنچه پوشيده است از احوال آسمانها * ( وَالأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از امور غيبيه هم چنان كه ميدانم آنچه نزد شما

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 148
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست