فردى را ايجاد كرده بايشان نمود و شبههء نيست كه مشاهدهء مسميات ابلغ است در تعجيز از آن كه صفت آن كنند و سؤال از اسم آن نمايند و بعد از آن بر وجه تبكيت و تنبيه در عجز ايشان نه بر وجه تكليف ايشان را مخاطب ساخت * ( فَقالَ ) * پس گفت اى فرشتگان * ( أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ ) * خبر دهيد مرا بنامهاى اينها كه بر شما معروض شدهاند * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان در آن كه احقيد از غير بخلافت به جهت عصمت و چون كه شما با وجود مشاهدهء مسميات علم باسامى آن نداريد چه جاى آنكه عالم باشيد بخواص مسميات و امور باطنه آن پس چگونه اصلح باشيد بخلافت و تدبير ارض و عمارت آن و بچه نوع عارف باشيد بجميع صناعات مختلفه و كيفيت حراثة و زراعت و غرس اشجار و استنباط عيون و آبار و استخراج جواهر از معادن و اخراج لالى و درر بغوص كردن در قعر بحر و عالم باشيد بخواص هر يك از آن و غير آن و هر گاه عاجز باشيد از معرفت اين اشيا پس چگونه استحقاق خلافت داشته باشيد و بچه وجه معتقد شما آن باشد كه اعلم و افضل از شما نتواند بود حاصل كه حقتعالى به جهت تبكيت و تنبيه بر عجز ايشان از امر خلافت ايشان را به اين كلام مخاطب ساخت چه تدبير و اقامت معدلت قبل از تحقق معرفت و وقوف بر مراتب استعدادات و قدر حقوق محال است نه كه مراد به اين امر تكليف بمحال باشد چه آن قبيح است و حقتعالى از جميع قبايح مبر او منزه است و انبا اخباريست كه متضمن اعلام باشد و لهذا هر يك جارى مجراى يكديگر واقع ميشوند و * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * محتمل است كه به اين معنى باشد كه اگر هستيد صادق در زعم خود به آنكه خلق و استخلاف آدميان با صفت افساد و سفك دماء لايق بحكيم نيست و بر هر تقدير ملائكه اگر چه تصريح به اين نكرده بودند ليكن اين لازم مقال ايشان است و تصديق هم چنان كه متطرق كلام مىشود باعتبار منطوق آن گاه هست كه متطرق آن مىشود بغرض آن چيزى كه لازم مدلول آنست از اخبار و مخفى نيست كه اين آيه دلالت مىكند بر آنكه شرافت و فضيلت و مرتبه و رفعت بعلم است نه به غير آن چه او سبحانه آدم را بسبب علم و دانش بر جميع ملائكه تفضيل داد و مسجود همه گردانيد پس با وجود افضل و اعلم منصب خلافت و امامت به غير نرسد و در اخبار وارد شده كه چون حقتعالى خواست تا فضل آدم بملائكه ظاهر نمايد امر كرد تا منبرى از نور در آسمان هفتم وضع كردند و بر بالاى آن كرسى از نور نهادند و فرشتگان را نزد آن منبر حاضر ساخت و آدم را امر كرد تا بر بالاى منبر بر آمد و بعد از آن عرض اسماء مسميات نمود بر ملائكه و فرمود * ( أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ايشان بعجز و قصور خود معترف شدند بطريق اعتذار * ( قالُوا سُبْحانَكَ ) * گفتند تنزيه ميكنيم و دور ميداريم تو را از آنكه غير تو عالم بامور غيبيه باشد و كسى را رسد كه در افعال و اقوال زبان اعتراض گشايد تنزيهى كه
