مىشكنند پيمان خداى را * ( مِنْ بَعْدِ مِيثاقِه ) * از پس آن چيزى كه بآنعهد خداى را استوار كرده بودند مراد ادله عقليه و حجج بينه است كه دالند بر توحيد و وجوب وجود او سبحانه و صدق رسول او و ايشان به جهت فرط عناد و انكار و حميت جاهليت وفا به آن نميكنند يعنى ترك آن ميكنند با وجود قدرت ايشان بر آن و كسب اينمطالب از آن پس اسم موصول با صلة صفت فاسقين است از براى تقرير فسق ايشان و نقض فسخ تركيب است و اصل آن در طاقات حبل است و استعمال آن در ابطال عبد از حيثيت آن است كه حبل مستعار مىشود براى عهد به جهت آنكه ربط احد متعاقدين است به ديگرى پس اگر نقض مستعمل شود با ذكر آن با لفظ حبل ترشيح مجاز خواهد بود كقولهم ( فلان نقض حبله اذا ابطل عهده ) و اگر با عهد مذكور شود رمز و اشارة خواهد بود به آن چيزى كه از روادف مجاز است و آن اينست كه عهد حبلى است در ثبات وصلة ميان متعاقدين كقولك ( شجاع يفترس اقرانه و عالم يغترف منه الناس ) چه در اين تنبيه است بر آنكه فلان اسد است در شجاعت و بحر است نظر بافادهء او و عهد بمعنى موثق است و وضع آن بر آن چيزى است كه از شأن او اينست كه مراعات و تعهد آن كنند مانند وصيت و يمين و دار را عهد ميگويند جهة آنكه مراعات كرده مىشود رجوع به آن و تاريخ را نيز عهد ميگويند زيرا كه محفوظ است و مراد بعهد در آيه عهدى است كه مأخوذ شده بسبب عقل و آن حجت قائمه است بر عباد كه دال است بر توحيد او سبحانه و وجوب وجود او و صدق رسول او چنان كه گذشت و نقض آن ترك آنست و قوله تعالى وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى مأول است به اين و گويند مراد به آن عهدى است كه خداى تعالى به زبان پيغمبران خود بر امتان ايشان گرفته به اين طريق كه چون يكى از ايشان برسالت مبعوث شود و بر وفق دعوى پيغمبرى معجزات نمايد تصديق او كنند و كتمان آن نكنند و مخالفت حكم او ننمايند و اليه اشاره بقوله وَإِذْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ و امثال آن و گويند عهود خدا بر سه قسم است يكى عهديست كه حقتعالى اخذ آن كرده بر جميع ذرية آدم به آنكه بربوبيت او اقرار كنند دوم عهدى كه اخذ آن فرموده بر پيغمبران بر اين وجه كه اقامه دين او كنند و متفرق نشوند در آن سيم عهدى كه اخذ آن كرده بر علما به اينكه تبيين حق كنند و كتمان آن نكنند و نزد بعضى مراد به اين عهد قسم اولست يعنى عهد الست كه حقتعالى همهء آدميان را از صلب آدم به شكل مورچهاى خورد خلق نمود و بعد از آنكه عقل بايشان داده بود ربوبيت خود را و تصديق جميع انبيا را بايشان امر فرمود همهء ايشان تصديق به آن كردند و معترف شدند و اينقول خالى از ضعفى نيست زيرا كه جايز نيست اثبات حجت كردن بر عباد بعهدى كه ايشان فراموش
