منويست و تقدير اينكه ( و انتم تعلمون انها لا تماثله و لا تقدر على مثل ما يفعله ) يعنى و حال اين كه شما عالميد به آنكه اصنام مماثل او نيستند و قادر نيستند بر آنكه فعلى كنند كه مثل فعل او باشد از صنايع قدرة و بدايع حكمة كقوله تعالى هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ و بنا بر اين مقصود از آن توبيخ است و تثريب نه تقييد حكم بتوحيد و قصر آن بر علم چه عالم و جاهل كه متمكن باشند از علم يكسانند در تكليف و ببايد دانست كه مضمون اين هر دو آيه امر است بعبادت خداى تعالى و نهى از اشراك او و اشاره به آنچه علة امر است بعبادت او سبحانه و مقتضى نهى از اشراك و بيان آن بر اينوجه است كه حقتعالى مرتب فرمود امر بعبادت را بر صفة ربوبية تا اشعار باشد به آن كه ربوبية علت وجوب عبادت است و بعد از آن تبيين ربوبية خود كرده به آنكه او خالق اصول ايشان است و آنچه محتاجاند به آن در معاش از مقله و مظله و مطاعم و ملابس چه ثمره وجود اعم از مطعوم است و رزق اعم از مأكول و مشروب و چون بر اين امور غير او سبحانه قادر نيست و شاهد وحدانيت اويند نهى از شرك را بر آن مرتب ساخت و ميشايد كه مراد از آيهء اخيره با آنچه ظاهر آن دلالة بر آن مىكند و سوق كلام به آن منتهى شده اشاره باشد بتفصيل خلق انسان و آنچه حق تعالى بر او افاضه فرموده از معانى و صفات بر طريقه تمثيل پس بدن را تمثيل كرده بارض و نفس را بسماء و عقل را بماء و آن چيزى را كه بر او فايض ساخته از فضايل عمليه و نظريه محصله بوساطة استعمال عقل مر حواس را و از دراج قواى نفسانيه و بدنيه بثمرات متولده از ازدواج قواى سماويهء فاعله و ارضيه منفعلهء بقدرت فاعل مختار چه هر آيتى را ظهرى و بطنى هست و هر حديرا مطلعى و چون حقتعالى تقرير وحدانيت خود فرمود و تبيين طريق موصل بعلم بوحدانيت در عقب آن ذكر چيزى كرد كه حجت است بر ثبوت نبوت محمد ( ص ) زيرا كه ايمان تمام نميشود مگر باقرار بتوحيد و اعتراف بنبوت آن حضرت و آن حجة قرآنست كه معجز است يعنى عاجز كنندهء همهء مردمان جهت آنكه فصاحت او غالب است بر فصاحت هر منطيقى و افحام او شامل جميع كسانيست كه مطالبه كرده شدهاند بمعارضه كردن به آن از مصاقع خطبا و عرب عربا با وجود كثرة ايشان و افراط ايشان در ( مضاده ) و ( مضاره ) و تهالك ايشان بر ( معازه ) و ( معاده ) و تعريف آن چيزى فرمود كه اعجاز به آن متعرف مىشود تا متيقن شوند كه آن از نزد حقتعالى نزول اجلال يافته هم چنان كه آن حضرت دعوى آن كرد پس فرمود * ( وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ ) * و اگر هستيد در شك و شبهه * ( مِمَّا نَزَّلْنا ) * از آن چيزى كه بتدريج فرو فرستاديم آن را * ( عَلى عَبْدِنا ) * بر بندهء خود كه محمد است ( ص ) و گمان ميبريد كه آن ساخته و يا بافتهء او است و از نزد ما نازل نشده * ( فَأْتُوا ) * پس بياريد شما كه در فصاحت و بلاغت بيمثليد و در براعت و جزالت بى نظير * ( بِسُورَةٍ ) * بعضى از كلام كه باشد از فصاحت و براعت و حسن
