پرستش كنيد خداى را كه آفريدگار و روزى دهنده شما است تا غير او را انباز او نگردانيد در عبادت او و يا منصوب است بلعل بر طريق فاطلع در كريمهء لَعَلِّي أَبْلُغُ الأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ كه لعل در آن ملحق است باشياء سته كه آن تمنى و ترجى و عرض و استفهام و امر و نهى است به جهت اشتراك او به اين امور در آن كه غير موجب است پس معنى آنست كه ( ان تتقوا لا تجعلوا للَّه اندادا ) اگر ميترسيد از خدا پس شريك پيدا مكنيد براى او و يا آنكه متعلق است به * ( الَّذِي جَعَلَ ) * اگر كلام مستأنف باشد نه صفت ثانيه و اينكه نهى خبر واقع شده باشد بنا بر تأويل آن است بمقول فيه * ( فَلا تَجْعَلُوا ) * باشد و ح ( فا ) براى سببيه است كه داخل بر خبر شده به جهت آنكه مبتدا متضمن شرط است و معنى آنست كه به جهت اين نعم جسام و آيات عظام از حق شما آنست كه غيرى را ( ند ) و شريك او نگردانيد و ( ند ) مثليست كه مخالف و معادى هم مثل خود باشد و اشتقاق آن از ( ندند ودا ) است بمعنى ( نفر ) و از ناددت الرجل خالفته و اين مخصوص است بمخالفى كه مماثل باشد در ذات هم چنان كه مساوى مخصوص است بمماثل در قدر و تسميه الهه باطله مشركان بانداد و حال آنكه معتقد ايشان نه آنست كه آنها مساوى حق تعالى باشند در ذات و صفات و نه مخالف او در افعال به جهت آنست كه چون ترك عبادت او سبحانه كردهاند و مشغول عبادت آنها شدهاند و ايشان را بالهه تسميه نموده پس شبيه است حال ايشان به حال كسانى كه اعتقاد كرده باشند كه آنها ذوات واجب الوجود بالذاتند كه قادرند بر آنكه دفع بأس و عذاب حق تعالى كنند از آنها و اعطاى آن چيز كنند برايشان كه حقتعالى نخواسته باشد كه بايشان دهد از انواع خير پس حقتعالى به اين قول تهكم فرموده بايشان و تشنيع نموده برايشان به آنكه شما تعيين انداد ميكنيد مر كسى را كه ممتنع است كه ويراندى تواند بود * ( وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * و حال آنكه شما ميدانيد كه اصنامى كه بپرستش آنها مشغول ميشويد قادر نيستند كه مخلوقات را بيافرينند و نعم مذكوره را بايشان رسانند پس چگونه لياقت معبوديت داشته باشند با آنكه شما در كتاب تورية و انجيل خوانده ايد كه او را مثل نيست و نشايد كه باشد پس يقينا ميدانيد كه او واحديست كه شريك و نظير ندارد و يا آنكه شما عاقل زمانهايد و ميان حق و باطل تميز ميتوانيد كرد پس حجت بر شما لازم باشد و معذرت شما در جهالت اين معنى مسموع نباشد چه بعلم اليقين ميدانيد كه آسمانى با اين رفعة و زمينى با اين بسطه و كيفيت ثمرات مختلفه كثير المنفعه مصنوع قادر مطلق است نه عاجز مطلق پس اينجملهء اسميه حال است از ضمير فلا تجعلوا و مفعول تعلمون يا مطروح است و در حكم فعل لازم اى و حالكم انكم من اهل العلم و النظر يعنى خدا راند ميگيريد و حال آنكه شما از اهل علم و نظريد و بادنى تأملى عقل شما مضطر مىشود باثبات موجد جميع ممكنات كه متفرد باشد بوجود ذات و متعالى از مشابهت مخلوقات يا
