نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6971
اقسام غذا و حلوا و ميوه ها را كه همه روزه پيش روى خليفگان مىنهاده بودند به دو عرضه كردند كه آن را بسيار شمرد . دربارهء ميوه گفت : « هر روز اين را به چند مىخرند ؟ » به دو گفتند : « به سى دينار . » گفت : « از اين به يك دينار بس مىكنم و از خوردنى به دوازده جور . » و چنان بود كه براى غير او هر روز سى جور حلوا درست مىكرده بودند و او بدانچه وى را كفايت مىكرد بس كرد . به روز پنجشنبه ، پنج روز رفته از ذى قعده ، آغاز شب ، ابو العباس و ابو عبد الله پسران مقتدر را با مادرشان به خانهء عبد الله بن طاهر خواندند . در همين روز از مادر مقتدر مال مطالبه كردند و او را تازيانه زدند و آويزان بداشتند . ذلفاى منجم كه با مقتدر بوده بود گويد : وقتى مقتدر براى نبرد مونس برون مىخواست شد ، به مادر خويش گفت : « مىبينى كه در چه بليه اى افتادهام و يك دينار ندارم ، ناچار بايد مالى با من باشد از آنچه دارى به من كمك كن . » گفت : « روزى كه قرمطى سوى بغداد روان بود سه هزار هزار دينار از من گرفتى ، پس از آن ذخيره اى براى من نمانده جز آنچه مىبينى . » و پنجاه هزار دينار براى وى بياورد . مقتدر گفت : « اين دينارها براى من چه كارى مىسازد و در اين كار بزرگ كه در پيش دارم به چه درد مىخورد . » سپس به دو گفت : « من به هر صورت و هر وضع كه بتوانم مىروم شايد كشته شوم و بياسايم ، اما گرفتارى از آن كسى است كه از پى من مىماند و شكنجه مىشود و وارونه بر اين درخت آويخته مىشود . » ذلفا گويد : در يكى از خانه هاى خلافت درختى بود ، به خدا مادر مقتدر را گرفتند و به همان درخت آويزان كردند . در همين روز شفيع را تازيانه زدند و مالى
6971
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6971