نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6967
پاك كند ، ديگرى ضربت سوم را به دو زد كه مقتدر دست چپ خويش را جلو آن برد كه انگشت بزرگش را بريد ، انگشت بزرگ بر ساق وى افتاد و او به زمين افتاد ، گروهى پياده بر او فراهم آمدند و سرش را بريدند كه بنزد مونس برده شد و اين به روز چهارشنبه بود ، دو روز مانده از شوال سال سيصد و بيستم . كسى كه سر مقتدر را برد سراج بكتمرى بود ، وقتى مونس بدان نگريست سخت بناليد و غمين شد و از كشته شدن وى بسيار آشفته شد . به قولى كسى كه مقتدر را كشت نقيط ، غلام مونس بود . پيكر مقتدر برهنه ماند ، يكى از داوطلبان خرقه اى بر عورت وى افكند ، پس از آن يكى از عجمان خرقه را برگرفت و علفى بر آن افكند تا وقتى كه پيكر را بنزد مونس بردند كه سر را بدان پيوست و آن را به ابن ابى الشوارب قاضى داد كه كار وى را عهده كند . گويند : وى را بنزد پدرش به گور كردند ، به قولى در رقهء شماسيه به گور شد . قولى نيز هست كه او را در دجله افكندند . رعيت پيوسته در محل كشته شدن وى نماز مىكردند و قاتلش را نفرين مىكردند ، در آنجا مسجدى به پا كردند با محوطه اى بزرگ . سن مقتدر به وقتى كه كشته شد سى و هشت سال بود و يك ماه و شش روز . دوران خلافت وى بيست و چهار سال و يازده ماه بود . فرزندان وى : ابو العباس محمد بود ملقب به الراضى و ابو احمد عباس و ابو عبد الله هارون و ابو على عبد الواحد ، و ابو اسحاق ابراهيم ملقب به المتقى ، و ابو القاسم فضل ملقب به المطيع ، و ابو الحسن على و ابو يعقوب اسحاق ، و ابو محمد عبد الملك و ابو محمد عبد الصمد . فرغانى اين همه را ياد نكرده فقط شش تا از آنها را ياد كرده . مونس در خيمه هاى خويش به در شماسيه بماند و وارد بغداد نشد تا قاهر را به خلافت نشانيد و سردارانى كه از نزد مقتدر هزيمت شده بودند از او امان
6967
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6967