responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي    جلد : 1  صفحه : 6968


خواستند كه امانشان داد و تعاقب آنها بسر رسيد ، مردم را آرام كرد و اطمينانشان داد از آنچه دربارهء مقتدر رخ داده بود تأسف خورد و سرداران را براى مشورت دربارهء خليفهء بعدى احضار كرد كه در اين باب ميان آنها سخن رفت .
مونس دستور داد كه بلال دربان ، خانه ابن طاهر را كه فرزندان خليفگان در آن بودند حاضر كنند و از او دربارهء كسانى از فرزندان خليفگان كه در آن بودند پرسش كرد . بلال از گروهى نام برد كه محمد ملقب به القاهر از آن جمله بود كه به دو متمايل شدند . مونس از او نفرت داشت و سرداران را از او باز داشت ، به دو گفتند :
« وى سالخورده است و مادر ندارد و اميدواريم كه كارهاى ما با وى به استقامت آيد . » پس مونس دربارهء قاهر مطيع آنها شد و رايشان را دربارهء وى پذيرفت و او را بياوردند چنان كه از اين پس ياد وى بيايد .
گويد : ابو الفهم ذكى با من گفت كه رقيق ايسر ، شيخ الحرم ، كه قاهر را ( 153 از خانهء ابن طاهر براى تصدى خلافت آورده بود به دو گفته بود كه سرداران از پس گفتگويى دراز دربارهء قاهر و ابو احمد پسر مكتفى اتفاق كردند .
ذكى گويد : مرا براى آوردن آنها فرستادند كه مونس به خلوت با هر كدامشان سخن كند و تقدم هر يك از آنها كه معلوم شد وى را مقدم دارند ، ذكى براى آوردنشان برفت وقتى با آنها به راه مىرفت قاهر به ابو احمد مكتفى گفت : « ترديد ندارم كه ما را خوانده‌اند كه خلافت را به هر يك از ما عرضه كنند آنچه را در دل دارى با من بگوى ، اگر راغب خلافتى ، من به وقتى كه سوى آنم مىخوانند از پذيرفتن آن ابا كنم ، و پس از آن نخستين كس باشم كه با تو بيعت مىكند . » ابو احمد به دو گفت : « من كسى نيستم كه بر تو تقدم گيرم كه عموى منى و بزرگ منى و پير منى ، من نخستين كسم كه با تو بيعت مىكند . »

6968

نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي    جلد : 1  صفحه : 6968
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست