نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6829
ابن سالم بود از مردم عسكر مكرم ، پسر سندان باهلى ، كه سالار نگهبانان زياد بوده بود و از وابستگان وى . سالم ، جد عبيد الله ، را مهدى به سبب زندقه كشته بود . گويد : راوى ديگر بجز ابن سراج به من گفت كه جد وى در بصره با طايفهء بنى سهم باهله منزل داشت و دعوى داشت كه جاى امام قائم را مىداند و دعوتگران در اطراف دارد كه به سبب امام براى او مال فراهم مىكنند . پس يكى را به ناحيهء مغرب فرستاد به نام ابو عبد الله صوفى محتسب كه به مردم زاهدى نمود و نهانى آنها را به اطاعت امام دعوت كرد و قيروان را بر زيادة الله اغلب تباه كرد . اين عبيد الله مدتى در سلميه اقامت داشته بود آنگاه به مصر رفت كه در آنجا وى را مىجستند ، محمد بن سليمان به دو دست يافت و مالى از او گرفت و رهايش كرد ، پس از آن محتسب بر ابن اغلب بشوريد و او را از قيروان برون راند . آنگاه عبيد الله به نزد وى رفت و محتسب به مردم گفت : « سوى اين دعوت مىكردم . » و چنان بود كه عبيد الله در آغاز ورود به قيروان به نام ابن بصرى شهره بود . وقتى عبيد الله به ميگسارى و سماع پرداخت محتسب گفت : « براى اين قيام نكردهايم . » و به كار وى اعتراض كرد . عبيد الله يكى از مغربيان را به نام ابن خنزيز نهانى سوى محتسب فرستاد كه او را بكشت بر ولايت مسلط شد و طرابلس را محاصره كرد تا آنجا را گشود و مالهاى بسيار گرفت ، پس از آن بر برقه استيلا يافت و سپاه وى به آهنگ مصر بيامد . ( 52 پسر عبيد الله به اسكندريه آمد و در آنجا خطبه هاى بسيار خواند كه به جا مانده و اگر به كفر آميخته نبود شمه اى از آن را نقل مىكردم . وقتى خبر آمد كه فرمانرواى قيروان به سمت مصر دست اندازى كرده مقتدر ، مونس خادم را روانه كرد و سپاهيان با وى فرستاد . به عاملان ولايتهاى شام نوشت كه سوى مصر شوند ، به دو پسر كيغلغ و ذكاء يك چشم و ابو قابوس خراسانى نوشت كه براى نبرد عبيد الله به تكين پيوسته شوند . به ماه ربيع الاول سال سيصد و دوم مونس را خلعت داد كه سوى مصر روان شد . على بن عيسى وزير دستور داد از مصر تا بغداد جمازگان نهند كه هر روز اخبار به او برسد . خبر آمد كه سپاه عبيد الله كه
6829
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6829