نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6828
قزوين و گرگان و طبرستان و توابع اين ولايتها را خواستار شد و مالى گزاف در قبال آن تعهد كرد . نصر حاجب به دو توجه كرد ، چندان كه نامه ها سوى وى فرستاد به ولايتدارى . مقتدر از مالى كه تعهد شده بود صد هزار درم به نصر جايزه داد و دستور داد در هر ماه از ماههاى هلالى خوانى براى وى به پا دارند به پنجهزار درم و از املاك سلطان در رى تيولها به دو داد كه هر سال صد هزار درم درآمد داشت . در اين سال ، مقتدر به آهنگ ميدان بر نشست ، على بن عيس وزير برنشست كه به دو ملحق شود ، اسبش رم كرد و بيفتاد ، افتادنى المانگيز . خليفه دستور داد همراهان موكب ، وى را به پا دارند ( 51 و بر اسبش بنشانند كه وى را برداشتند و ببردند . دربارهء وى اشعارى گفته شد كه از جمله اين است : « اى على ، سقوط تو از تيرگى دل است « و زبونى عاجل و سستى كار . « غمين نشديم بلكه خوشدل شديم « كه براى اميدهاى ما فالى نكو بود . « مال را در شرق و غرب به هدر دادى « و امام را فراهم آوردن مال ميسر نشد . » راوى گويد : على بن عيسى بخيل بود ، از اين رو مردم او را دشمن داشتند . خبر آمد كه فرمانرواى افريقيه وارد اسكندريه شده و بر برقه و جز آن تسلط يافته ، تكين خاصه ولايتدار مصر نوشت و كمك خواست و به سلطان استغاثه كرد و اين به مقتدر و مردان وى گران آمد كه از پيش ، كار عبيد الله شيعى و ابو عبد الله را كه به دعوت وى قيام كرده بود سبك مىگرفته بودند كه دربارهء نسب و مقام و باطن كار وى كنجكاوى كرده بودند . محمد بن يحيى صولى به نقل از ابو الحسن ، على بن سراج مصرى ، كه حافظ اخبار شيعه بود گويد : اين عبيد الله كه به كار افريقيه قيام كرده بود عبيد الله بن عبد الله
6828
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6828