responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 251


مسجدى بنا كنم پس عبد الله نزول كرد و در خيمها مقام نمود و ساكن شد تا آنگاه كه احوص از براى او آن سراى كه بر پس مسجد عتيق است بنا كرد و اين مسجد بدر پل بساخت و در قديم اين مسجد آتشكده بوده است احوص آن را خراب كرد و بجاى آن مسجد بنا نهاد و اوّل مسجدى كه بدين ناحيت بنا نهادند آن مسجد است پس احوص و عبد الله با قوم و تبع خود بدين ناحيت مقام كردند و ايمن و مطمئن خاطر بنشستند و يزدانفاذار و خربنداد و اشراف و بزرگان آن ناحيت همه اوقات بر ايشان سلام ميكردند و معزّز و مكرّم ميداشتند راوى گويد كه چون عبد الله و احوص خربنداد را گفتند كه چونست كه تو شير و شكر و عسل بر ديگر طعامها مقدّم داشتى خربنداد گفت كه من اوّل شير بنهادم تا سبب تأكيد همدايگى و حق همشيرگى و تأكيد محبّت و و مودّت گردد و موجب حرمت و عزّت شود و بعد از آن شكر و عسل بنهادم زيرا كه درين هر دو حسن فال و يمن تمام است و موجب حلاوت اقوال و افعال است و شير اصل غذاهاست و عسل ميوه و حاصل منج است و مزيل و بردارندهء مكر و حيلتست و شكر سبب امان از فريب و دروغ گفتن است و سبب حفاظ و شكر و رعايت و حفظ الغيب پس عبد الله و احوص گفتند كه ما تو را ببرادر دينى و رضاعى و هم پشتى و و نصيحت و اشارت كردن قبول كرديم و با تو عهدى مؤكد و پيمانى مؤبّد بستيم و شما در ميان ما به محل برادران و پدران و پسران فرود آمديد هيچ يك از ما و شما مىبايد كه نصيحت دريغ ندارد و آنچ در دست وى بود از دنياوى با ياران و برادران سخاوت كند و بخشش نمايد و بدان بخل نكند و شما راست از جانب ما مواسات و مواخات و مناصحت و شما در اموال و اسباب و نعمتهاى ما شريكيد و شما را در آن حق و نصيب است ما سخن غمّازان و نمّامان در حق شما قبول نكنيم و بر دشمنان تيغ و شمشير باشيم و ما و شما بدين عهود و مواثيق و شروط و پيمان بپسران خود وصيّت كنيم و ما به حق سبحانه و تعالى اميدواريم كه كارها بنظام شود و صنع جميلش در حق ما باتمام رسد و اين شروط و عهود كه بر زبان رانديم محقّق گرداند و از قول بفعل آيد و هو حسبنا و نعم الوكيل ، پس خربنداذ بر ايشان بسى دعا كرد و تحسين و آفرين نمود و بقيّهء روز بلهو و لعب و خرّمى شادى بگذرانيدند و به آخر آوردند پس عبد الله و احوص به منزل و مقام خود باز رفتند .

251

نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 251
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست