responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 245


كشتن حجاج يوسف محمد بن سايب بن مالك [1] اشعرى را راويان از اهل عرب بقم روايت كرده‌اند كه سبب بيرون آمدن عبد الله و احوص ابنى سعد بن ملك از كوفه آن بوده است كه احوص بسيار . . . [2] كرده است بر ملوك و سلاطين وقت و چون زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام بكوفه ظهور كرد احوص با او خروج كرد زيد او را امير لشكر خود گردانيد چون زيد بن على را بكشتند احوص را بگرفتند و اسير كردند و در زندان كوفه محبوس گردانيدند و در آن حبس مدّت چهار سال بماند تا شبى از شبها حجاج بن يوسف بن عمر ثقفى كه امير كوفه بود حاضران مجلس خود را گفت كيستند اشراف عراق را ياد كردند حجاج گفت اين جماعت كه شما ياد كرديد از اشراف عراق نيستند از اشراف عراق عبد الله بن سعد اشعريست چه مدّت چند سال ميگذرد كه برادر او احوص بنزديك من محبوس است و او هرگز از من درخواه نكرد كه او را از حبس بيرون آرم مع هذا كه اگر او از من درخواه كند من سخن او را پاسخ كنم و او همه روزه حاجتهاى اهل عراق بر من عرض مىكند و من سخن او همه را قبول ميكنم و ميگزارم بعضى از حاضران از صحبت حجاج بيرون آمدند و اين قصّه را با احوص باز گفتند احوص گفت اگر اين سخن حقست و در آن خلافى نيست زود باشد كه مرا درين ساعت از حبس اطلاق كنند و خلاص دهند چون حجاج در بامداد آمد احوص را از حبس بيرون آورد و بروايتى ديگر عبد الله ازو درخواه كرد تا حجاج او را خلاص كرد و ايضا روايت كنند كه احوص از مردمان روزگار اشجع و دلاورتر بود و بر دهاقين و غير ايشان بسى شدّت و درشتى كردى پس دهاقين شكايت كردند ازو با خالد بن عبد الله قشرى كه امير عراقين بود خالد روى دل ديد [3] و بجانب احوص ميل كرد و سخن ايشان درباره او نشنيد پس چون حجاج بن يوسف والى عراق شد ديگر باره دهاقين از احوص و بد معاملتى او با ايشان شكايت كرد و در خدمت حجاج ازو گله كردند پس حجاج بدين سبب احوص را محبوس كرد تا آنگاه كه او از حبس خلاص يافت



[1] وافق رسم الخط نسخه مالك به شكل ملك است و در اول باب چهارم سطر سوم محمد بن سايب بن ( ملك ) اشعرى طبع شده كه همين مالك باشد و ما در اوائل كتاب نيز چنين ضبط كرده‌ايم يعنى هر جا كاتب مالك نوشته مالك و هر جا ملك آورده ملك طبع شده است ،
[2] - بياض [ درشتى ] ،
[3] - روى دل نمودن كنايه از احسان كردن است ( منتخب از برهان قاطع ) ،

245

نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 245
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست