قميان ما را پس امام فرمود خداى را حرميست و آن مكه است و رسول خدا را حرميست و آن مدينه است و امير المؤمنين عليه السّلام را حرميست و آن كوفه است و ما را حرميست و آن شهر قمست بدانيد كه زود باشد كه به شهر قم زنى را از فرزندان من فاطمه نام دفن كنند و هر كس كه زيارت او دريابد ببهشت رود و بهشت او را واجب شود ، راوى گويد كه در آن زمانى كه ابى عبد الله الصّادق عليه السّلام اين سخن فرمود موسى كاظم در شكم مادرش هنوز پيدا نشده بود و مادرش به دو حامله نگشته و در روايتى ديگر هم از صادق عليه السّلام روايتست كه زيارت قبر فاطمه عليها السلام معادل و موازى و برابر بهشت است بى شك و شبهه . ديگر از سادات حسينيّه از سادات رضائيه از فرزندان امام رضا عليه السّلام موسى بن محمّد بن على بن موسى الرّضا عليهم السلام صاحب رضائيه [ است ] ، ابو على الحسين بن محمد بن نصر بن سالم گويد كه اول كسى كه از سادات رضويه كه بقم آمدند از كوفه ابو جعفر موسى بن محمد بن على بن موسى بن جعفر عليهم السلام بود وى در سنهء ست و خمسين و مأتين [1] از كوفه بقم آمد و بقم مقام كرد و پيوسته برقع [2] بر روى فرو گذاشتى تا آنگاه كه عرب بقم به دو پيغام فرستادند كه ترا از مجاورت و همسايگى ما بيرون مىبايد رفتن پس ابو جعفر موسى بن محمد از قم بكاشان رفت چون بكاشان رسيد احمد بن [ عبد ال ] عزيز بن دلف العجلى او را اكرام كرد و ترحيب نمود و خلعتهاى بسيار و بارگيرهاى نيكو و چندين تجمل به دو بخشيد و مقرّر گردانيد كه هر سال يك هزار مثقال طلا با يكسر اسب مسرّج به دو دهد پس ابو الصديم الحسين بن على بن آدم و يكى ديگر از رؤساى عرب در عقب بيرون آمدن موسى بن محمد بن على بن موسى از قم برسيدند اهل قم را بسبب بيرون كردن موسى [ بن ] محمد بن على [ بن ] موسى توبيخ كردند پس رؤساى عرب را بطلب ابى جعفر موسى بن محمد بفرستادند تا شفاعت كردند و او را بقم باز آوردند و بسيارى اعزاز و اكرام كردند و از مال خود از براى او سرايى بخريدند و همچنين چند سهم از قريهء هنبرد و اندريقان و كارجه از براى او از ورثهء مزاحم بن على اشعرى بخريدند و بيست هزار درم از براى او قسمت كردند و به دو دادند و از غير ابى على روايت است كه چون
[1] 256 ، [2] - از همين جهت است كه او را آموسى مبرقع ميخوانند ،