عرب قم به ابى جعفر موسى بن محمد بن على بن موسى عليهم السلام پيغام فرستادند كه ترا از همسايگى ما بيرون مىبايد رفتن او برقع از روى بر انداخت و ايشان او را بشناختند پس محمد گفت همت و اعتقاد ايشان محقق شد و اين سراى و سهام و اموال به دو دادند پس موسى بن محمد بن على بن موسى قصد عبد العزيز بن دلف كرد و عبد العزيز او را اعزاز و اكرام كرد و خلعتها و مركبها بخشيد و وظيفهء ساليانه معيّن كرد چنانچ ياد كرده شد و بعد از آن با قم مراجعت نمود ديگر باره اهل قم او را اعزاز و اكرام كردند و از دنيا وى ممتع و مرفه گردانيدند چنانچ مستغنى شد بعد از آن او را احتياج نبود كه بشهرهاى ديگر رود به جهت وجه معاش و بقم املاك خريد و آب و زمين پيدا كرد و متوطن شد و بعد از او خواهرانش زينب و ام محمد و ميمونه دختران محمد بن على در طلب او از كوفه بقم آمدند و به عقب ايشان بريهه دختر موسى بيامد و ايشان بمقبرهء بابلان آنجا كه قبر فاطمه بنت موسى بن جعفر عليهم السلام است مدفونند و محمد بن موسى بقم مقيم بود و از آنجا بجايى ديگر نرفت تا آنگاه كه او را وفات رسيد در شب چهار شنبه روز آخر ماه دى هشت روز از ماه ربيع الاخر مانده سنهء ست و تسعين مأتين [1] هجريه و او را در سرايى كه معروف بود به دو كه اليوم مشهورست بمشهد او دفن كردند و در قديم آن سراى معروف بوده است بمحمد بن الحسن بن ابى خالد اشعرى ملقّب بشيبوله و اول كسى را كه بدين سراى دفن كردند موسى بن محمد بن على بن موسى بود و خواهران او زينب و ميمونه دختران محمد بن على بن موسى ازو ميراث گرفتند و احمد بن احمد مادرانى در كتاب شجره آورده است كه ابى جعفر موسى بن محمد بن على بن موسى چون بقم وفات يافت و امير قم عباس بن عمرو غنوى بود بر وى نماز كرد و بعد از آن بريهه زن موسى بن محمد بن على بن موسى وفات يافت و بجنب مشهد او او را دفن كردند و پسران عم او يحيى و ابراهيم پسران جعفر بن على الكذاب از بريهه ميراث گرفتند چون بريهه بقم وفات يافت ايشان بقم نبودند چون از آن آگاهى يافتند بقم آمدند و تركهء او برداشتند ، ابراهيم ديگر باره از قم برفت و يحيى صوفى بقم اقامت كرد و بميدان زكرياى بن آدم بنزديك مشهد حمزة بن امام موسى بن جعفر