مينهد پس روا نباشد كه من به غير رضاى خداى عمر و زندگانى گزارم پس گفت توبه كردم و با درگاه حق رجوع نمودم و پشيمان شدم از افعالى كه از سر جهل و نادانى مباشر آن ميشدم و برخاست و بسرا و منزل خود باز گرديد و آلات شراب بشكست و در مسجد همه اوقات اعتكاف گرفت تا آنگاه كه او را وفات رسيد و او را بمقبرهء بابلان دفن كردند و قبر او بقبّهء فاطمه ابنة موسى بن جعفر عليهما السّلام متّصل و باز است [1] ازين جانب كه از شهر رى بدان آيند چون به زيارت فاطمه عليهما السلام ميروند و الله اعلم ، ديگر از سادات حسينيّه از فرزندان موسى بن جعفر عليهما السّلام كه بقم آمدند فاطمه بود دختر موسى بن جعفر عليهما السلام ، چنين گويند بعضى از مشايخ قم كه چون امام على بن موسى الرّضا عليهما السّلام را از مدينه بيرون كردند تا بمرو رود از براى عقد بيعت بولايت عهد براى او فى سنة مأتين [2] خواهر او فاطمه بنت موسى بن جعفر عليهم السّلام در سنهء احدى و مأتين [3] بطلب او بيرون آمد چون بساوه رسيد بيمار شد پرسيد كه ميان من و ميان شهر قم چه قدر مسافتست او را گفتند كه ده فرسخست خادم خود را بفرمود تا او را بردارد و بقم برد خادم او را بقم آورد و در سراى موسى بن خزرج بن سعد اشعرى فرمود آمد و نزول كرد و روايت صحيح و درست آنست كه چون خبر بآل سعد رسيد همه اتفاق كردند كه قصد ستى فاطمه كنند و ازو درخواه نمايند كه بقم آيد از ميانه ايشان موسى بن خزرج تنها هم در آن شب بيرون آمد و چون بشرف ملازمت ستى فاطمه رسيد زمام ناقهء او بگرفت و بجانب شهر بكشيد و بسراى خود او را فرود آورد و هفده روز در حيات بود چون او را وفات رسيد بعد از تغسيل و تكفين و نماز موسى بن خزرج در زمينى كه او را ببابلان بود آنجا كه امروز روضهء مقدسه اوست دفن كرد و بر سر تربت او بورياها سايهء ساخته بودند تا آنگاه كه زينب دختر محمد بن على الرضا عليهم السلام اين قبه بر سر تربت او بنا نهاد و روايت كرد مرا حسين بن على بن حسين بن موسى بن بابويه از محمد بن حسن بن احمد بن الوليد كه او را روايت كردند كه چون فاطمه را وفات رسيد و بعد از غسل و تكفين او را بمقبرهء بابلان بر كنار سردابى كه از براى او ترتيب كرده بودند حاضر آوردند آل سعد با يك ديگر خلاف كردند در باب
[1] - خ ، ل : و باز و رسيده است ، [2] 200 ، [3] 201 ،