بگريست و گفت اى نور ديدهء هر دو عالم و اى برگزيدهء اولاد آدم چه بى ادبى از من صادر شده است كه مرا به حضرت خود راه نميدهى پس امام او را دستورى داد در آمد فرمود كه اى احمد ياد دارى كه فرزندزادهء ما ابو الحسن در شهر قم بدر خانه تو آمد و تو او را بار ندادى احمد بگريست و سوگند خورد كه من او را از صحبت خود منع نكردم الَّا از براى آنك تا او ترك شرب خمر كند و از آن توبه كند امام گفت اى احمد راست گفتى و ليكن بايد كه حق سادات علويه بشناسى و ايشان را حرمت دارى در هر حال كه باشند [1] و به نظر حقارت بديشان نظر نكنى كه بزه مند شوى و گرفتار آيى چون احمد بن اسحق با قم مراجعت نمود سيد ابو الحسن در صحبت جمعى بسيار از مردم بديدن احمد رفت چون نظر احمد برسيد ابو الحسن آمد در جاى بر جست و به پيش او باز دويد و بسيارى اعزاز و اكرام كرد تا او را در صدر بنشاند ابو الحسن اين حالت را از احمد بديع و غريب دانست ازو سؤال كرد كه درين مدت هرگز چندين لطف و ترحيب در باره من نكردى ازين نوبت موجب چيست احمد قصّهء رفتن خود بصحبت امام حسن عسكرى بسرّ من راى و منع كردن امام او را از صحبت شريف خود بسبب سيد ابو الحسن باز گفت چون ابو الحسن اين قصّه بشنيد بسيارى بگريست و گفت امام تا بدين غايت مرا حرمت
[1] - به نظر نويسنده اين خبر ضعيف است چه در اسلام بقدرى مساوات در احكام شرعيه منظور شده است كه غلام حبشى و سيّد قرشي را يكسان دانسته ، دين مقدس اسلام بقدرى منور و منزه است كه اين گونه امتيازات را در مقابل احكام لغو كرده است چه بموجب اصل بزرگ اسلام كه إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ 49 : 13 باشد هر كه پرهيزكار ترست محترم ترست و بعد هر كه عالم ترست مقدم تر و بعد هر كه از حيث نسب و شرافت خانوادگى بيشتر پيشتر است ، وقتى كه پيغمبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم قبل از رحلت خود از مردم رضايت ميطلبد كه اگر از من به كسى رنجى و تعبى رسيده حاضرم در امروز با من همان معامله كند مىرساند مساوات و تساوى در مقابل احكام شرعيه را ، زمانى كه امير المؤمنين على عليه السّلام كه رئيس مسلمين است و با اقتدار زمان خلافت در صدر اسلام حاضر مىشود كه در مقابل دعواى حقوقى بمحكمه شرعيهء كه قاضى او بدون امضاى امير المؤمنين نميتواند قضاوت نمايد تن در دهد و با مدعى بمحكمه ميرود و موافق موازين شرعيه محاكمه مينمايد مىرساند تساوى مسلمين را در مقابل احكام از اين قرار هيچ گاه ما نبايد دين اسلامى را كه اين قدر منزه و مبرى است بدين گونه موضوعات ببالاييم ، اشخاص مغرض و جاهل هر وقت ميخواهند باسلام حمله كنند بدين گونه اخبار ضعيفه كه از مجعولات دشمنان باطنى اسلام است استدلال ميجويند و آنچه در تواريخ و كتب اخبار بيابيد كه موافقت با عقل سليم نميكند و قبيح است مربوط باسلام نيست چه كلُّ ما حَكَم به الشّرعُ حَكَمَ به الْعَقْلُ ما را هدايت بدين موضوع مينمايد ، سيد جلال الدين طهرانى